نگاهي به امپراطوري سلجوقيان و پيامد هاي حكومت آنان

 

ریحانه فرامرزی کفاش *

 

در تاريخ ايران وقايع و حوادث مهمي به چشم مي خوردكه در خور تامل و توجه است. از آن ميان امپراطوري ها و حكومت هاي قبل حمله ي مغول در تاريخ ايران جايگاه ويژه اي دارد اين امپراطوري ها و و حكومت ها، سبب جنبسش ها و حرك ات فكري، اجتماعي ، سياسي، اقتصادي، فرهنگي بوده اند. يكي از مهمترين حكومت هاي ايران زمين پيش از حمله مغول حكومت سلجوقيان است.در خصوص اين رويداد بزرگ كتب گوناگوني به رشته تحرير در آمده است و هر يك بنا به فراخور ديد نويسندگانش نقشي از اين پرده نمايشي را به تصوير كشيده اند. ليكن آنچه تاكنون به عنوان موضوع قابل توجه به آن كمتر پرداخته شده است پيامد هاي تشكيل حكومت سلجوقيان در ايران است.

اينك ما در اين مقاله بر آنيم تا با توجه به فرصت محدودمان و بصورت اختصار به برخي از پيامد هاي تشكيل امپراطوري سلجوقيان اشاره مي كنيم.ليكن قبلاً بايد ياد آوري نمايم كه حجم كار، گسترده است. افزون بر آن كاري تخصصي است كه فرصت بسيار بايد و اين مختصر در فرصت كوتاهي فراهم گرديد. بدون شك داراي كاستي هاي بسيار است. در اين مقاله مباحث زير مطرح گرديده است:

1.                  مكان اوليه زندگي سلجوقيان

2.                  چگونگي بدست گرفتن قدرت توسط سلجوقيان

3.                  گستردگي قلم رو سلجوقيان

4.                  چگونگي اضمحلال آنان

5.                  وضعيت ديني دربار سلجوقيان

6.                   وضعيت علوم مختلف مانند: طب، ادبيات، معماري و در دوران سلجوقيان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نگاهي به تاريخ امپراطوري سلجوق ها

 

دکتر اکبر بهجت *

 

   از ديرباز سرزمين ايران بعنوان گذرگاه تلاقي اقوام مختلف با    فرهنگ هاي گوناگون مطرح بوده است .

    اعراب و اقوام ترك دودسته از گروههايي بودند كه در دو مرحله جداگانه با يورشها و حملات گسترده خويش،‌ اكثر صفحات ايران را در نورديدند. انگيزه هاي جهانگيري و جهانشمولي اعراب مسلمان در سالهاي آغازين ،‌آنها را به سوي سرزمين ايران كه تحت حكومت سلسله ساساني ايام فرسودگي خويش را طي مي نمود سوق داد. قريب هفت قرن نظام سياسي و حكومتي ايران باستان به نوعي تحت الشعاع دستگاه خلافت اسلامي و آداب حكومتي آنان قرار گرفت.

  دور شدن روز ازون خلافت امويان و سپس عباسيان از اصول و موازين اسلام ، موجب ايجاد فاصله ميان ايرانيان و حاكمان اين حكومتها شد ، تا آنجا كه در سده هاي سوم و چهارم هجري قمري بتدريج حكومتهايي در ايران سربرداشتند كه هدف عمده آنها خلع يد از دستگاه حكومت عباسي بود . اگرچه بيشتر اين تلاشها ناكام بود ولي موجب سست شدن پايه هاي حكومت عباسيان شدند ، اما عدم وجود قدرتي ايراني و مسلمان كه بتواند ايران را يكپاره نمايد موجب سست شدن پايه هاي حكومت عباسيان شدند، ‌اما عدم وجود قدرتي ايراني و مسلمان كه بتواند ايران را يكپارچه نمايد موجب شد اين بار عنصر ترك يعني سلجوقيان بر اين سرزمين مسلط شوند.

   در اواخر قرن چهارم هجري قمري شاخه اي از اقوام ترك به نام اغوزها كه در دشتهاي آسيابي ميانه بخصوص در منطقه اي بين درياچه آرال و درياي خزر زندگي  مي كردند و به دنبال اختلاف سلجوق سركرده شاخه اغوزها با ملك ترك و نيز در پي كسب مراتع وسيع براي اخشام خود به سوي مرزهاي ايران گسيل شدند و از سال 429 تا 700 هجري قمري در آسياي غربي و ايران سلطنت كردند. ظهور ايران سلطنت كردند. ظهور اين خاندان در تاريخ اسلام از وقايع بزرگ و به منزله شروع دوره جديدي است. اين سلسله را مي توان مهمترين دولتي دانست كه توسط تركان تأسيس گرديده ، زيرا در طول زمامداري سلاطين اين سلسله تحول بزرگي در فرهنگ و تمدن اسلام بويژه در ايران بوجود آمد. اين دوره يكي از ادوار طولاني جهان اسلام خصوصاً شرق اسلامي است كه داراي ويژگيهاي گوناگون تاريخي است ، ولي متأسفانه از اقبال محققين ديار خود زياد برخوردار نبوده است . در اين مقاله سعي خواهد شد در ابتداي شماي روسني از سلجوقيان و حكومت آنان بطور مختصر و مفيد ارائه گردد. سپس خدمات آنان به فرهنگ و هنر ايران و اسلام توضيح داده شود.

   سالهاي اول سده پنجم هجري قمري براي ايران و جهان اسلام نقطه عطفي بود ، زيرا در اين زمان بود كه تركمانان سلجوقي با ورود به ايران قدرت را به دست گرفتند و بنيان دولت نيرومندي را پي ريزي كردند و فتوحات خود را به ديگر مناطق چنان گسترش دادند كه از ماوراء النهر تا سواحل درياي سياه و مديترانه و بخشهايي از شبه جزيره عربستان به تصرف آنها درآمد. سلجوقيان به عنوان طايفه اي از تركان كه به دليل مسائل سياسي و اجتماعي ، اقتصادي و اقليمي از ديگر هم نژادان خود جدا شده بودند ، پس از ورود به قلمرو مسلمين و پذيرفتن دين اسلام ، به عنوان عناصري مسلمان بتدريج وارد درگيريهاي حكام مسلمان ماوراءالنهر شدند و طولي نكشيد كه به خراسان راه يافتند.

پس از پيروزي بر سلطان مسعود غزنوي در دندانقان و تثبيت موقعيت خود،‌ پيشروي را به ساير مناطق ايران آغاز كردند و در اندك زماني موفق به تسخير نواحي وسيعي شدند. نخستين حكمران آنها يعني طغرل بيگ با اتخاذ سياستهاي داخلي و خارجي، همچنين با توجه به انديشه هاي سياسي عميدالملك كندري پايه هاي حكومت نوين خود را به گونه اي استوار ساخت كه براي جانشينانش بسان بنيادي مستحكم و قابل اتكا بود.

    مورخين، دوره حكومت طغرل را عصر استقرار و دوره حكومت آلب ارسلان دومين سلطان سلجوقي را عصر كسب قدرت و توسعه ،‌ دوره حكومت ملكشاه را عصر توسعه فرهنگي و هنري و دوره حكومت جانشينان ملكشاه را عصر آغاز انحطاط و تجزيه حكومت سلجوقي    مي دانند. آلب ارسلان با نبوغ نظامي خود مرزهاي ايران را تا اقصي نقاط سرزميني امپراطوري روم شرقي ، سوريه و عربستان گسترش داد. ملكشاه با تدبير وزير بزرگش خواجه نظام الملك بنياد نظاميه ها را گذاشت و موجبات تنظيم تقويم جلالي شد . او تنها سلطان از سلاجقه ايران است كه در ساحل درياي مديترانه سواره به سير و سياحت پرداخته است. سنت تقسيم غنايم بين بزرگان و وابستگان قبايل اغوز پس از مرگ ملكشاه موجبات درگيري و تضعيف حكومت سلجوقي شد و از آن زمان به بعد اين حكومت در سرازيري انحطاط افتاد. سراسر نيمه اول قرن ششم هجري مساعي سنجر ، آخرين سلطان بزرگ سلجوقي، حكومت تركمانان را از خطر سقوط نجات نداد و حكومت يك پارچه و اولين امپراطوري اسلامي در ايران به شاخه هاي متعدد تقسيم شد و تا تشكيل حكومت ايلخانيان نام و نشاني از سلاجقه را تداوم بخشيدند.

 

 

 

 

 

 

 

نگاهي به امپراطوري تركمن سلجوقي

 

با تاكيد بر دوران ملكشاه سلجوقي و نقش خواجه نظام الملك

 

غلامحسين نوعي *

 

ايران در طول تاريخ به منزله ي چهار راهي بوده كه در آنجا ملل مختلف با هم تماس گرفته و تمدنهاي مختلف با هم مخلوط مي شده اند. در نتيجه ايران در همه‌ي ادوار سرنوشت تاريخي خود را كه التقاط و تركيب عناصر تمدنهاي مختلف شرقي و غربي بوده است، ادامه مي داده و اين هنر ايران و ايراني است.

يكي از اين گروه ها و اقوامي كه به ايران آمده، تركان سلجوقي بودند كه در تاريخ ميانه‌ي ايران وارد شدند و موفق به تشكيل حكومتي نيرومند و برخوردار از تشكيلات عظيم و برجسته ي ديوايي نيز شدند.

سلجوقيان كه نسب ايشان به سلجوق بن دقاق مي رسد، طايفه‌اي بودند از تركمانان غز و خزر كه در روزگار سامانيان در دشتهاي خوارزم و سواحل درياي خزر در آن سوي رود جيحون سكونت داشتند آنها در زمان سلطان مسعود غزنوي پس از پيروزي بر او به ايران وارد شده و نظام حكومتي سلجوقيان را پي ريزي نمودند.

امپراطوري سلجوقيان داراي ديوانسالاري عـريض و طـويلي بود كه در

واقع بر تمام امور كشوري نظارت داشت و وزير در راس آن بود. اين ديوانسالاري در دست عنصر ايراني بود كه بر سنت‌هاي ديواني آشنايي كامل داشت و رهنماي اين نهاد گسترده درخلال قرون بود.

در اين امپراطوري نقش خواجه نظام الملك وزير بر هيچ كس پوشيده نيست چرا كه او وزير دو تن از سلاجقه مشهور چون آلپ ارسلان و ملك شاه سلجوقي بود و دوران شكوهمند اين حكومت به قلم تدبير و درايت اين وزير دانشمند امكان پذير شده بود.

سرزمين ايران تاكنون تاريخ پرفراز و نشيبي را پشت سرگذاشته است. در طول اين دوران ها، ايراني، چه زماني كه تحت سلطه مهاجمان بوده و چه زماني كه خود بر اداره كشورش مسلط بوده هيچ گاه فرهنگ و اصالت خود را از دست نداده و كاملا تحت تاثير بيگانگان قرار نگرفته، بلكه آنها را مجذوب خود كرده است. اصولا عنصر انديشمند ايراني هرگاه از قدرت شمشير كاري ساخته نمي ديدند، با قلم به جنگ دشمن مي رفته و چه خوب از عهده‌ي اين مهم بر مي‌آمده اند.

در نوشتار حاضر تلاش مي‌شود ضمن معرفي ملكشاه سلجوقي به عنوان يكي از بزرگترين امپراطوران سلجوقي به نقش يك وزير انديشمند ايراني به نام خواجه نظام الملك نيز پرداخته شود.

كليد واژه : سلجوقيان ، ملكشاه ديوانسالاري، خواجه نظام الملك، كشورداري، وزارت، قتل خواجه نظام الملك.

 

سلطان بزرگ سلجوق طغرل بگ و کتابخانه های خلفا

 

پرفسور آلماز یازبردیف *

 

سلجوق ها بعنوان یکی از قدرتمندترین امپراتوری دوره اسلامی نقش مهمی در شکوفائی تمدن داشته اند. در این میان نقش طغرل بگ اولین پادشاه سلجوقیان و ابتکار او در ایجاد ارتباط با بغداد بعنوان مرکز خلافت اسلامی بسزا می باشد.

هنگامیکه از قرن نهم و دهم میلادی خلافت اسلامی رو به تزلزل نهاد ایالت های مهمی همانند اسپانیا ، آفریقای شمالی و از جمله مصر از دست آنان خارج گردید.

طغرل بگ در سال 1055 به بغداد دست یافت. بسیاری از نویسندگان بجای توجه به واقعیت های حکومت سلجوق دچار قضاوت های ناصحیحی گشته اند. ر.س.ماک کنزی ، قاسمی ، پرزن و دیگران آتش گرفتن کتابخانه شاهپور گفته های مغرضینی چون پینتو را تکرار کرده اند. عجیب آن است که تلاش های طغرل بگ را با حرکت های وحشیانه هلاکوخان (1265- 1256) هم عرض تلقی نموده اند. در حالیکه آثار بدست آمده از عهد سلجوقی خلاف این موضوع را اثبات می کند. همه می دانیم که دانشمندان بسیاری در دوره سلجوقی به ظهور رسیده اند و پایگاههای علمی بزرگی به ابتکار طغرل بک شکل گرفت تا هسته اصلی تمدن اسلامی بدست سلجوقیان بویژه طغرل بگ ، آلپ ارسلان ، ملکشاه تقویت گردد. واقعیتی که هنوز که هنوز است آثار باقیمانده مکتوب گواه جهد و تلاش علمی دانشمندان این دوره می باشد.

در این مقاله با استناد به منابع قدیمی و ارزشمند دوره اسلامی کوشش شده است تا چهره واقعی طغرل بگ شناسانده گردد. هر یک از برداشت های ناصواب مورخین بویژه مستشرقین با دلایل مستند پاسخ کافی و متقن ارایه گردد.  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

طغرل باشکوه

 

دکتر حسین آلیاری *

 

نویسنده مقاله پس از آوردن مقدمه ای کوتاه به تلفظ نام سلجوق و ابراز نظریات متفاوت ایران شناسی چون مارکوارت و یکی از مورخین ارضی در قرن سیزدهم میلادی اشاره کرده و سپس به نظریه محمود کاشغری و و.بارتولد که تلفظ صحیح کلمه را selcug (سلچوق) آورده پرداخته و سپس اشاره به چند نظریه دیگر در این رابطه به تعلق خاندان سلجوق به قبایل غزها براساس دیوان شعر او مسکوکات و نسیخ خطی قدیم استناد نموده و خاندان سلجوق را از قبیله قنیق غزان دانسته است. مقاله سپس نام پدر سلجوق را از قول ابن اثیرالقدس من الحدید دقاق یا تقان دانسته و در ادامه از روایت جامع التواریخ پیرامون خاندان آل سلجوق و چگونگی بروز اختلاف و بقدرت رسیدن غزهای یبغو و مخالفت یبغو با دقاق بر سر تصرفات ممالک اسلامی یاد می کند و آنگاه به مسلمان شدن غزها از قرن دهم میلادی (قرن 4 هـ.ق) و اینکه سلجوق اولین کسی بود که اسلام را پذیرفت می پردازد و در اشاره به تاریخ سلجوقیان در پهنه تاریخ ماوراءالنهر و خراسان از علاقه دو قدرت وقت قره خانیان و سلطان محمود غزنوی که مشتاق تصرف ماوراءالنهر بودند ولی بهنگام عمل با قدرت بزرگ سلجوقیان روبرو گشتند خبر می دهد و از نیرنگ سیاسی سلطان محمود جهت دستگیری رئیس یکی از       شاخه های سلجوق ارسلان یبغو (اسرائیل) و تبعید وی به هندوستان یاد می کند.

بر اساس این مقاله طغرل و چغری و پسران اسرائیل به ریاست آل سلجوق می رسند و برای جستجوی جایی مناسب از مناطق خراسان و آذربایجان گذشته به ناحیه وان و اراضی ارمنی ها و شدادیان وارد می شوند و آنگاه نتایج سفر را در اختیار طغرل و شورای قبیله می گذارند. در این اثنا جنگهایی میان سلجوقیان و قره خانیان و غزنویان درگرفت و پس از تجمل فشارهایی سلجوقیان مجبور نشدند به نواحی ریگزار ترکستان و حوالی شهر نساء کوچ کنند ولی چندی بعد موفق به کسب اجازه اقامت در خراسان از مسعود غزنوی شدند. نویسنده سپس از قول سلیمان راوندی می نویسد: ترکمنها که در نساء بودند مایل به گسترش نفوذ خود شدند و سلطان مسعود نیز در شعبان 429 هـ.ق در صحرای نساء با سلجوقیان درگیر شد و سلجوقیان پیروز شدند. پس از این پیکار اگرچه برای سلجوقیان ولایات نساء ، فراوه و دهستان از سوی غزنویان درنظر گرفته شد ولی با مخالفت مسعود غزنوی روبرو گردید. طی یک درگیری در سال 429 هـ.ق طغرل و چغری بیک موفق شدند و شهرهای خراسان را بین خود تقسیم نمایند. و در سال 429 هـ.ق طغرل خود را سلطان خواند بر طبق این مقاله طغرل که دارای رؤسایی همچون عبدالملک الکندری و ابن حوّل بود بهتر دید که نظر خلیفه عباسی را جلب نماید. لذا طغرل به خلیفه عباسی آمادگی برای پیشروی و فتح آسیای غربی اعلام داشت. در سال 431 هـ.ق عاقبت الامر غزنویان در نبرد دندانقان شکست خوردند و طغرل بعنوان امیر خراسان رسمیت یافت و طی نامه ای اوضاع خراسان به اطلاع دارالخلافه رسانید. دیری نپائید که ولایات مختلف میان برادران طغرل تقسیم شد و به ترتیب در سالهای 433 ، 431 ، 456 هـ.ق دیگر مناطق باستیان و کرمان را بتصرف درآوردند. از جمله اتفاقات مهم ازدواج القائم با مرالله با دختر چغری بیک بود و در پی آن رؤسای سلاجقه با تمام قوا به ترویج مذاهب اربعه سنی پرداختند. در این میان تصرف ممالک عراق و ایران و غرب بعهده طغرل گذارده شد و او در سال 433 هـ.ق خاندان آل زیار وشمگیری و باوندیها در طبرستان و حوالی جرجان مطیع خود ساخت و امپراتوری خویش را از ماوراءالنهر تا آسیای کوچک گسترش داد. طغرل به آبادانی و بهبود اوضاع اجتماعی مردم پرداخت که حاصل  آن ساختن ابنیه و آثار فرهنگی و مساجد و مدارس می باشد.

نویسنده در قسمت دیگری از مقاله به بررسی های تاریخی و چگونگی مقابله امپراتور روم شرقی با سلجوقیان در آذربایجان پرداخته و از شکست سپاه بیزانس در برابر سلجوقیان یاد کرده و متذکر می شود در پی آن ترکمن های سلجوقی از نواحی وان تا طرابوزون پخش شدند. تا اینکه طغرل در 25 رمضان 447 هـ.ق از سوی القائم بامرالله فرمانروای شرق و غرب اعلام گردید. سلطان طغرل در 454 هـ.ق به سن 70 سالگی وفات یافت. نویسنده مقاله در پایان می نویسد : منابع اسلامی به طرز دلچسبی حکومت طغرل را می ستایند . سلطان طغرل مرد سیاسی و باکیاستی بود که در طی 25 سال سلطنت توانست نفوذ و قدرت سلجوقیان را عیان سازد. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آبا سردار قهرمان

 

دکتر اراز پولاد اکایف *

 

آبا در دوره صفویه به ظهور رسید او جوانی خوش ظاهر و خوش سیرت بود که مراحل رشد را طی می کرد. نوجوان های دور و بر به غیرت و توانایی جنگی او پی برده به دور او گرد آمدند. آبا هنوز فقط20 سال بیشتر نداشت که در میانه همان قرن از سوی تاریخ نگاران شناخته شد .

وی توانست تمامی نوجوان های کناره رود اترک- گرگان را به دنبال خود بکشاند. فرزی و چابکی، گیرایی و دلنشینی و مهارت او در فنون جنگی همه را به شگفتی وا داشته بود. آبا با نوجوانان همرزم خود در جنگهای متعددی شرکت کرد و توانست خود را به همه بقبولاند.

در سالهای 1550 حسن بیگ روملو از طرف شاه طهماسب، حاکمیت استرآباد را پس از فوت علی سلطان به شاه بردی بیگ کچلی انتقال داد.

به گفته تاریخ نگار : ترکمنها برای معرفی خود به حاکم جدید با سوغات های بسیار زیاد و فوق العاده گرانبها به نزد وی رفتند. در میان افرادی که رفته بودند ، آبای سوارکار جنگجو از طایفه اوکلی هم بود که در این ملاقات برخورد توهین آمیز حاکم به آنها، آبا را رنجاند و سخنهای حاکم از یاد او نرفت؛ این توهین به غیرت آبـا برخورد تا حدی

که نیمه های شب از استرآباد می رود و به میان طایفه خود باز می گردد.

در سالهای 1555-1554 طهماسب شاه برای تنبیه آباسردار لشگر سنگین خود را به سوی ترکمنهای استر آباد فرستاد؛ بعد از کمی زد و خورد ، آبا سردار که فهمیده بود از عهده قشون طهماسب شاه بر نخواهد آمد از حاکم خیوه علی سلطان، در خواست کمک

کمک کرد و علی سلطان با قشون خود به سوی استرآباد آمد.

در سالهای 1558-1557 آباسردار استر آباد را دوباره به دست می آورد ولی مردم استرآباد او را حمایت نمی کنند و این فتح دوباره آبا سردار ، شاه طهماسب را در فشار قرار می دهد .

همه ولایت استرآباد تحت سلطه آبا سردار بوده و او دختر خواجه مظفر یکی از افراد شاخص استرآباد را به زور به همسری خود در      می آورد. آن دختر با اینکه در ابتدا ناراضی بود بعد به همسری آبا سردار راضی شده به همراه خود خدمتکارانش را می برد.

در آن موقع همسر آباسردار افراد از پیش تعیین شده را برای انجام یک قتل سریع به منزلش می آورد؛ قاتلان آباسردار را در شبی به قتل رساندند و سر او را به قزوین و به نزد شاه طهماسب بردند.

آبا سردار توانمند شجاع توانست ترکمن ها را متحد کند و این کار او در تاریخ ثبت شده است.

 

 

ترکمانان استرآباد در عصر صفوی

 

عبدالغفار سلاق *

 

منطقه استراباد به علت موقعیت خاص سیاسی ، طبیعی و جغرافیایی همواره مورد توجه قبایل و حاکمان مختلف در طول تاریخ بوده است. ترکمن ها در عصر صفوی در شمال استراباد مابین رودخانه اترک و گرگان ساکن بوده اند. که بتدریج بر تعداد آنها افزدوه شد چنانچه در اواخر عصر صفوی چندین داروغه مأمور جمع آوری مالیات و خراج از ترکمن ها بوده است.

ترکمن ها در آن دوره از طرف دولتهای ازبکان و خانات خیوه و صفویان تحت فشار بودند. با حملات متعدد آنان، ترکمن ها مجبور بودند بصورت قبایل پراکنده در دشت ها و صحاری زندگی کنند.

به علت اختلافات مذهبی ازبکان با صفویان و اینکه ترکمن ها هم مذهب ازبکان بودند و نیز برای گرفتن مالیاتها و خراج از آنان، حملات سرکوب گرانه متعددی علیه ترکمن ها انجام می شده است.

در عصر صفوی ترکمن ها شورش های متعددی بوجود آوردند که این شورش ها، نتیجه اقدامات و سیاستهای نادرست حاکمان نالایق صفوی در مورد ترکمن ها است. که از جمله آنها شورش «آبای» ترکمن و شورش علیاربیگ ایمور است که قیام آبای را دولت شاه طهماسب اول با سختی فراوان سرکوب کرد. زیرا شاه امرای نامدار قزلباش را برای سرکوبی قیام به استراباد روانه کرده بود.

در مواردی ترکمن ها متمایل به ازبکان می شدند که این بخاطر ظلم و ستم های صفویان است. ترکمن ها بارها با هدایای فراوان اعلام وفاداری خود را به صفویان نشان دادند، ولی زیاده خواهی ها و قتل و غارتهای صفویان باعث تمایل آنها به ازبکان می شدند.

در دوره شاه عباس اول ، فریدون خان امیرالامرای استراباد جنگهای فراوان و تدابیر مختلفی را برای ایجاد اختلاف و نفاق میان سران   گوگلان ها و دیگر طوایف ترکمن انجام داده است. او قبایل متعدد از جمله ترکمن های صاین خانی مثل ایمور، اوخلو، قزلجه لو، دودرغه و غیره را به نابودی کشانده است و ایران ترکمن را به بهای اندک به مناطق مختلف متفرق گردانیده است.

ترکمن ها برای حفظ موجودیت خود و جبران ستم ها و ظلم ها به غارت روستاهای منطقه استراباد می پرداختند که این حربه را تنها راه نجات خود می دانستند . و نیز در این دوره با قیامهای خود نشان      داده اند. ترکمنهای استراباد در عصر صفوی نقش اساسی در تحولات منطقه و کشور ایفاء کرده اند.  

ترکمنان استرآباد در عصر صفوی هم از طرف دولت صفوی و هم از طرف خانات خیوه تحت فشار بوده و به هر دو مالیات و خراج می دادند و در درگیریهای متعددی که حاکمان استرآباد با ترکمانان داشتند همه چیز آنان را غارت و غنایم فراوانی می گرفتند و در نتیجه ترکمن ها نیز برای حفظ موجودیت خود که چیزی نداشتند و به تلافی آن به روستاهای مناطق استرآباد حمله می کردند. و نیز سیاستهای غلط حاکمان استرآباد در شورش های ترکمانان نقش اساسی داشت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عملکرد دولت ایران در شکست ترکمنها از روسها

در سال 1881 « گوگ تپه »

 

نوراله مرادی *

 

کشور روسیه در آغاز قرن نوزدهم یکی از قدرتهای برتر اروپا بود که در راستای تحقق اهداف پطر کبیر و در رسیدن به آبهای گرم جنوب از همان آغاز دوره قاجاریه شروع به اقداماتی نموده و در این راستا توانستند در گام اول در دوره فتحعلی شاه طی قرارددهای گلستان و ترکمانچای مناطقی از شمال غربی ایران را از آن جدا نمایند. روسها در اوایل قرن نوزدهم در صحنه اروپا در حال رقابت با انگلیس بر سر کسب منافع بودند. اما چون در این راه بهره چندانی نبردند ، لذا سعی کردند با پیشروی در ماوراءالنهر و اشغال مناطق ترکستان بتواند خود را به مرزهای هندوستان رسانده و برتری استراتژیکی ، در برابر انگلیسیها کسب کنند. و در کنار آن منافع اقتصادی آن مناطق را تحت کنترل خود دربیاورند.

روسها در راستای رسیدن به اهداف خود شروع به لشکرکشی به سوی ماوراءالنهر نموده و توانستند در طی چند سال شهرهای مختلف آن از جمله خوارزم و بخارا را تصرف کنند.

بعد از تسخیر این مناطق تنها نقطه ای که دور از دسترس روسها قرار داشت، مناطق ترکمن نشین بود. روسها به بهانه برقراری امنیت برای تجار خود شروع به تصرف سواحل شرقی دریای خزر کرده و توانستند در سال 1869 در قزل سو (کراسنودسک) نیروهای خود را استقرار دهند و این استقرار زمینه تحولات بعدی در این مناطق گردید.

در پیشروی روسها به سوی مناطق ترکمن نشین ، نبایـد پیشینه ذهنی دولت ایران در باب غارت شمال خراسان و بردن اسیر توسط آنان و همچنین دسیسه های ایوان زینوویف سفیر روسیه در تهران که روسها او را تا آن زمان لایق ترین سفیر خود در ایران می دانستند بی تأثیر دانست.

این عوامل به اضافه ضعف و سستی حکام قاجار و دوراندیش نبودن آنان و بویژه همکاری همه ارکان دولت ایران با روسها در شکست ترکمن ها و رضایت کامل دولت ایران در فتح آن مناطق توسط روسها، موجب گشت که روسها با خیالی آسوده و به مراتب آسانتر به فتح آن بپردازند.

روسها برای اینکه اقدامات خود را قرین به پیروزی بکنند ، با انجام روابط دیپلماتیک رضایت سردمداران ایران را ، جدای از فتح مناطق ترکمن نشین در جهت کمکهای تدارکاتی نیز جلب نمایند.

انگلیسیها هم تا این زمان بدون اینکه خودشان هزینه ای بکنند ، فقط با فرستادن جاسوسانی سعی می کردند با زیر نظر گرفتن تحرکات روسها و پیشنهاد اعمالی به ترکمنها در تحکیم مواضع خود ، عملاً حرکت جدی از سوی خودشان در جهت جلوگیری از هجوم روسها نشان ندادند. آنها حداقل در صدد تسلیح نیروی جنگی ترکمن به توپ و تفنگ نیز برنیامدند.

نیروهای ترکمن اگرچه در این نبردها از نظر تعداد بیش از روسها بودند ولی به دلایل نداشتن سلاحهای پیشرفته و مواضع مستحکم ، با وجود رشادتهای فراوانی که از خود نشان دادند ، نتوانستند در برابر ارتش آموزش دیده و زبده روس بیش از سی روز از قلعه گلی خود در گوگ تپه محافظت کنند.

از آن پس زمینه برای سلطه کامل روسها در مناطق ترکمن نشین و شمال خراسان تا مرزهای افغانستان هموار گردید. مقاله ارائه شده مطالبی همراه با سند در باب همکاری دولت ایران با قوای روس در تهاجم به مناطق ترکمن نشین ارائه می دهد.

 



* کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی- مدرس دانشگاه

* دکترای تاریخ هنر از دانشگاه استانبول ترکیه- عضو هیأت علمی دانشگاه

*‌ پژوهشگر تاريخ،  سردبير فصلنامه تاريخ پژوهي

* دکترای تاریخ ، عضو انستیتوی تاریخ ترکمنستان

* عضو هیأت علمی دانشگاه

* دکترای تاریخ ، عضو انستیتوی تاریخ ترکمنستان

* دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ

* کارشناسی ارشد تاریخ