ترکمن های سالر در دوره معاصر
خانم سالارنیا *
سالرها یکی از اقوام بسیار مهم ترکمن ها در طول تاریخ بشمار می روندعلاوه بر نقش آنان در هنر ترکمن در کشمکش های سیاسی نیز ایفای نقش کرده اندو اما در دوره قاجاریه و سپس حاکمیت بلشویسم در آن طرف مرزهای ایران وضعیت آنان بشدت متزلزل گردید . سالرها از دست بلشویکهای تندرو راهی افغانستان و ایران شدند.
سالراز ناشناخته ترين طايفه هاي تركمن است و تفاوت هاي قابل توجهي با ديگر تركمن ها دارد نه تنها از نوع پوشاك، گويش مي توان مهمترين آن مربوط به اسكان اين طايفه در ايران كه يك قرن نمي شود اشاره كرد.
به گذشته ي سالرها باز گرديم و دفتر خاطرات آنها را با هم ورق بزنيم. در گذشته در شوروي سابق (تركمنستان امروزي) مي زيستند اما با سلطه بلشويكيها در تركمنستان كه مصادف است با صنعتي شدن اتحاديه هاي روسيه شامل: دستگيري اقليت هاي ثروتمند در آن زمان در روسيه بيش از 20 اقليت مختلف وجود داشته است، گرفتن اراضي كشاورزي از مردم براي پيشرفت صنعتي، بهترين كشتارها و غارت ها، كاركردن زنان در عرضه هاي مختلف اجتماعي كه تطابقي با فرهنگ سالر و ديگر اقوام متعصب نداشته و پذيرفتن آن نه تنها براي سالرها بلكه براي هر قدم غيرتمند بسيار مشكل بوده و در اين شرايط در ذهن سالرها جز آينده اي تاريك و پليد خطور نمي كرد.
گروهي از آنها شبانه دور از چشم افسران روس با فرار از ميان كوهها، دشتها و رود تجن وارد سرخس و توابع آن مي شوند ولي آن دسته از سالرهايي كه مجال فرار نمي يابند به دلايل مختلف در تركمنستان ماندگار مي شوند و بدين ترتيب سالرها به دو دسته تقسيم مي شوند اما آن دسته از سالرهايي كه وارد ايران مي شوند در مكاني به نام باغباغو واقع در خراسان رضوي و توابع سرخس سكني مي گزينند. ولي ديري نمي گذرد كه مرگ به سوي ايل سالر آمده و بيماري ابتدا حيوانات و سپس بقيه ي افراد را از پاي در مي آورد.
بسياري از كودكان و زنان يتيم و بيوه شدند و ديگر افراد به جاي مانده بي خانمان مي شوند بعد از اين كشتار عجيب رضاخان دستور مي دهد آنها به سوي سرزمين خود بازكردند ولي سالرها نپذيرفتند و به اميد زندگي بهتر كمر همت را بسته و در برابر بازي روزگار خم به ابرو نياورده و راهي شهرهاي: تربت جام، مشهد، سرخس و روستاهاي: جان آباد، صالح آباد، موسي آباد، يكه پسته، (سنگ) درازو، و تعدادي ديگر روانه تركمن صحرا مي شوند آنها به خواسته ي خودشان روانه ي مكان هاي نامبرده نمي شوند زيرا هيچ پيوستگي فرهنگي، ملي، قومي، زباني با سالرها نداشته و تنها حفظ اصالت آنها را وادار به اين كار كرده و دليل ديگر اينكه سالرها اميد برگشت به سرزمين مادري را داشتند و به همين دليل به سوي ديگر نواحي تركمن نشين ايران حركت نمي كنند و مي توان گفت كه با گذشت ساليان دراز سالرها هنوز هم اصالت و بافت عشيره اي خود را حفظ كرده اند.
دولت هاي نالايق روس و ايران آن زمان نه تنها نتوانستند به ياري ايل سالر بشتابند بلكه درصدد تار و ماج كردن فرهنگ غني سالر شدند اما به بركت انقلاب اسلامي همچنان كه تحولي عجيب در جامعه ي ايران بوجدو آورد اين دگرگوني شامل تركمن ها و بخصوص سالرها شد و آنها توانستند با گذشت سالها روابط خود را با سالرهاي تركمنستان برقرار كنند.
ترکمنها در عصر پهلوی
مایسا ایری *
رضاخان براي خلع سلاح تركمنها، اقدامات وحشيانه اي در تركمن صحرا اجرا كرد، كشتار اهالي و سوزاندن روستاها مثل آتش زدن روستاي سلاخ كه مردم آن نواحي را از طرف خوجه نفس به توپ بستند. در سراسر تركمن صحرا حكومتهاي نظامي برقرار گرديد . در طي يك اعلاميه كه پس از شكست جنبش خطاب به تركمن ها صادر شد ، رفت و آمد به تركمن صحرا را با كسب اجازه نامه مخصوص از سوي فرماندار نظامي گرگان و يا پادگانهاي محلي مجاز اعلام مي كند .
غصب زمين از ناحيه تركمن صحراي غربي آغاز گرديد و چون اندازه گيري توسط «ني» انجام مي گرفت، اين عمل اداره املاك را تركمن ها (ناي لاما) مي گفتند. غصب زمينهاي منطقه گنبد و آي درويش (حومه كلاله) اقدامات بعدي سرسپردگان رضاخان بود.
رضا شاه در 26 مرداد 1305 شخصاً از طريق تركمن صحرا و دشت گرگان وارد بجنورد شد و عده اي از اعضاي پادگان مراوه تپه را به جرم ايجاد بلوا اعدام نمود.
ستون جان محمد خان نيز از راه بجنورد حمله به تركمنهاي گوگلان را آغاز نمودند. در نهايت اين چهار ستون 12 آبان ماه در گنبد قابوس به
هم رسيدند و پيروزي شان را جشن گرفتند.
خلع سلاح تركمنها به پايان رسيد و سرتاسر تركمن صحرا به فرماندهي سرتيپ عبدالله توماچ حكومت نظامي اعلام گرديد.
بعدها اختلاف بين دو طايفه بزگ تركمن يعني جعفرباي و آتاباي و تزلزل رهبران تركمن از جمله عثمان آخوند موجب موفقيت رضاشاه در سركوب آنها گرديد.
نقش ترکمانان در به قدرت رسيدن قاجار در تاريخ ايران
نعمت الله آرميده *
در تحولات تاريخ ايران، ايلات و عشاير نقش بسيار مهمي را ايفا كردند. به جرأت مي توان گفت ايلات و عشاير قرنها از عوامل مهم و موثر در تحولات سياسي و اجتماعي ايران بودند. اينان طي قرنها مانند مهره هاي شطرنج در صحنه بازيهاي سياسي و مبارزه ها و كشمكش هاي داخلي ايران شركت موثر داشته و عنصر فعال و گاهي محور اصلي تحولات سياسي بوده اند.
بصورت تقريبي مي توان ادعا كردكه بيش از دوسوم حكومتهاي ايران و نزديك به هشتاد در صد ادوار حكمراني كشور، دراختيار جماعات ايلاتي قرار داشته است. و بسياري از جريانهاي سياسي سه قرن اخير و غالب كشمكش ها و مبارزه ها و جنگها و منازات داخلي ايران معلول وجود ايلات و طرز زندگي و روحيه و امتيازات طبقاتي آنان بوده است بطوريكه از يك لحاظ تاريخ سه قرن اخير را مي توان تاريخ نهضت و جنبش هاي نظامي و سياسي ايلات و عشاير دانست.
يكي از اين ايلات مهم در تاريخ اين سرزمين، تركمنها بودند كه اينان در طول تاريخ ايران خود باني حكومتهايي چون سلجوقيان و تركمانان آق قوينلو و قراقونيلو بودند و مضافاّ بر اينكه در طلوع و غروب بسياري ازحكومتها در طول تاريخ ايران نقش بسزايي داشتند. مثال بارز اين مطلب در تاريخ معاصر ايران نقش و كمك تركمانان در برپايي حكومت قاجارها مي باشد.
ايل قاجار كه مدتها در عرصه شطرنج سياست ايران سرباز پياده اي بيش نبود، بواسطه اتحاد با تركمانان از اواخر عهد صفوي آنچنان بر قدرت و نفوذ خود در منطقه استرآباد افزودند، بحدي كه براي تصاحب قدرت در ايران اميدوارتر و مصمم تر شدند .
در اين دوران نقش تركمنها از دو نظر حائز اهميت است. اولاَ: اتحاد ايلات تركمن بخصوص يموتها با ايل قاجار موجب افزايش قدرت نظامي قاجارها شد كه اين اتحاد تا زمان تثبيت پادشاهي آقا محمد خان قاجار دوام داشت .ثانياّ : منطقه تركمن صحرا مامن و پناهگاه مطمئني براي سران قاجاربود كه در هنگامه شكستها و يا احساس خطر جان بدانجا پناه مي بردند و با رفع خطر درفرصتي مناسب به ياري تركمانان به تكاپوهاي بعدي خود مي پرداختند. نتيجه مهم اتحاد قاجارها با تركمانان تاسيس سلسه اي درايران بنام قاجاريه بود. اما اين اتحاد و همكاري چندين دهه قاجار و تركمن با تاسيس و تثبيت حكومت قاجارها به پايان رسيد چراكه آقا محمد خان موسس حكومت به پاس، آن همه جانفشانيها، حمايت ها و پناه دادنهاي تركمانان به خانواده قاجار در طول ساليان گذشته، بزرگترين پاداش خود را به متحدان قديمي خود با بر پا كردن مناره ها از سرتركمانان داد. در اين باره آرمينيوس وامبري سياح اهل مجار در سياحتنامه خود اينچنين مي نويسد : «اگر شمشيرتركمنها نبود آغا محمد خان هرگز موفق نمي شد خاندان خود را برقرار كند چادر نشينان [تركمانان] اين مطلب را بخوبي مي دانند و غالباً از بي وفايي قاجارها كه از زمان فتحعليشاه به كلي آنها را رها نموده و حتي مستمري قانوني ساليانه بعضي از روساي آنها را قطع كرده اند شكايت دارند».
حال با اين مقدمات به حوادث تاريخي سه قرن اخير كه يكي از بحراني ترين دوران تاريخ ايران مي باشد مي پردازيم ، دوراني كه سراسر رقابت ، جنگ و ستيز بين ايلات مختلف افغان ، افشار، زند، قاجار و تركمن ... بود . در اين بين قاجارها حرص ولع بيشتري جهت كسب قدرت در ايران از خود نشان مي دادند. و همچنين در اين مقاله نقش تاثير گذار دشت تركمن و ايلات تركمن در ارتباط با قاجارها را در اين مقطع از تاريخ ايران مورد بررسي قرار مي دهيم .
پیرامون قیام سال 1916 در مناطق گرگان و تجن
عظیم قلی بغده *
در این مقاله به قیام سال 1916در مناطق گرگان و تجن با ذکر منابع خارجی پرداخته شده و به علل و انگیزه بروز یک چنین قیام مردمی در این مناطق اشاره گردیده است.
در مقاله از برداشتهای ضد و نقیض که از این قیام وسیله تاریخ شناسان ترکمنستان و نمایندگان آکادمی علوم شوروی (سابق) و آسیای میانه آورده شده یاد می کند و ضمن مثبت خواندن مورد اظهار نظرشان پیرامون ویژگیهای قیام سال 1916 در استان ماوراءخزر ، این نظر آنها که قیام یک امر ارتجاعی بوده را مورد توجه قرار می دهد و از قول آکادمیسین م.آنانپسف در سال 1922 آورده است : ارزیابی پیشین از قیام که آنرا ارتجاعی می داند، ارزیابی یکجانبه از جنبش ملی و آزادیبخش ، برای خوشنودی دستگاههای مردمی ایدئولوژیک حاکم است. نویسنده مقاله سپس وضعیت وحشتناک و اسف بار ترکمن های استان ماوراءخزر بالاخص یموتهای دوتابعیتی را از جمله زمینه های نا آرامی مردمی در آن عصر می داند و علل بوجود آمدن چنین شرایطی را بدلایل چند از قبیل فرمان 25 ژوئن 1916 تزار در خصوص سربازگیری اجباری برای پشت جبهه ها و سیاست چپاولگرانه حاکمیت تزاری و ضبط اراضی کارنده یا استیجاری ترکمنها به بهانه بهره برداری بهتر و واگذاری این اراضی به روسهای مهاجر به مقدار 220440 دسیاتین معرفی می کند و یادآور می شود که در ادامه این تحریکات می توان به مسئله تشویق به مهاجرت روسها به منطقه و ایجاد صندوق های ویژه و دادن امتیازهای بیشتر به آنان اشاره کرد. مقاله در این راستا به گزارش کنت ک.ک.پالن در جریان بازدیدش از ترکستان پرداخته و از قول وی آورده است: تعداد زیادی شکوائیه از بابت ضبط قطعات اراضی برای مهاجران از طرف ارگانهای حکومتی و اشغال خودسرانه اراضی ارزشمند به دست وی رسید.
از طرفی براساس این مقاله در سال 1911 در مناطق کراسنودسک ، آسخ آباد ، مرو و تجن 30 واحد آبادی روس نشین در بهترین اراضی ضبط شده در مساحت 14214 دسیاتین ساخته شدند و در تأکید این ادعا به این یادداشت ن- گرودکف در سال 1883 استناد شده که معتقد بود بهترین چراگاههای یموت و گوکلان برای ساختن آبادی مهاجرنشین ....ضبط شد.
در رابطه با قیام در استان استرآباد نویسنده خاطرنشان می سازد که بگفته پ.و.بزسونف محقق روسی ، بهر یک از مهاجران روسی حدود 60 هکتار اراضی متعلق به ترکمنها داده شده بود و آبهای قابل ماهیگیری ترکمنها در سواحل جنوب شرقی دریای خزر ضبط و تا سال 1929 به لیانوزف نامی واگذار گردید. آنگاه نویسنده از قول محقق روسی موانع و مشکلات اجتماعی نظیر محدودیت در ازدواج ، در خواست مالیات ، ارجاع تکالیف متعدد را بار سنگینی بر دوش دهقانان دانسته و از سوئی دیگر فشار وارده برآنان (دهقانان) و وابسته کردن آنها به انحصار گران صنایع نساجی و کشت بی رویه پنبه و استفاده ناهماهنگ از آب را از دیگر فشارهای وارده معرفی می نماید و معتقد است حتی در سال 1908 زد و خوردی شدید بین مردم بومی و اجاره نشین های خصوصی بر سر آب رخ می دهد.
مواردی که اشاره شد چگونگی بوجود آمدن ناآرامی ها و کاستی ها را تا قبل از جنگ جهانی اول سال 1914 بیان می دارد. براساس این مقاله با بروز جنگ وضعیت اقتصادی و اجتماعی دهقانان و عشایر ترکمن وخیم تر از پیش شد. بعلاوه در سال 1915 وضع مالیات ویژه نظامی و افزایش کرایه چراگاهها ، ضربه شدیدی را به یموتهای دوتابعیتی وارد کرد و تا تابستان 1916 ترکستان از جمله استان ماوراءخزر بمنزله بشکه باروتی برای انفجار درآورد . مردم برای مبارزه مسلحانه و قبل از همه یموتها در 15- 16 اگوست 1916 دست به قیام زدند. در فاصله ماههای اگوست و سپتامبر 1916 بیش از 2 هزار خیمه یموت از کراسنودسک به گرگان انتقال یافت و در آنجا بود که جنگ سختی با ارتش تزار و مهاجرین درگرفت و ترکمنها آبادیهای روسی سر راه خود را ویران کردند.
قیام مسلحانه تجن نیز در 6 اکتبر 1916 روی داد و ترکمنها سعی کردند به کمک دهقانان متوسط الحال به تجن حمله کنند ولی با سخن چینی یکی از افراد روسها از حمله ترکمنها باخبر شدند . نویسنده مقاله در پایان چنین نتیجه می گیرد که ترکمن های تجن و کراسنودسک که از حاکمیت تزارها بیش از حد متضررشده بودند مجبور شدند برای کسب حقوق حیاتی خود دست به قیام مسلحانه بزنند . قیام در استان ماوراءخزر نیز علی رغم شکست آن پایان حاکمیت تزاری را که ترکمنها فقط در افکار باطنی خود می توانستند آرزویش را بکنند نزدیک تر کرد.
ترکمن های عشایر در دوره پهلوی اول
دکتر اراز محمد سارلی *
این مقاله به وضعیت ترکمن های کوچ رو در نواحی مرزی ایران و ترکمنستان در دو دهه اول قرن حاضر می پردازند که مقارن با حکومت رضاشاه پهلوی بود.
ترکمن های نوار مرزی در سرحدات شمال ایران دوره قاجاریه را با تناسب معیشت خود به دامپروری گذرانیده اند و در این دوره بود به کوچهای مداوم ترکمن ها بوقوع پیوسته است. ترک ایلات ترکمن در ابتدا به نیات اقتصادی از جمله پیدا کردن چراگاههای بهتر انجام می شده است. ییلاق و قشلاق فصلی نیز جزئی از این اهداف را تشکیل می دهد. از طرفی محققانی چون ویلیام آیرونز که تحقیقات مفصلی پیرامون انگیزه کوچ های ترکمن داشته ؛ جنبه سیاسی کوچ را قویتر از جنبه اقتصادی و سازگاری دام برای تولید بیشتر می داند.
در سال 1304 دولت مرکزی بمنظور تخته قاپو کردن ترکمن ها لشکرکشی خود را آغاز نمود. سردار سپه فرماندهی لشکر شرق را به سرتیپ جان محمدخان سپرد . اعمال خشونت بار و کشتار بیرحمانه او موجب شد تا ترکمن های ساکن در حوزه کلاله از جمله مراوه تپه را تخلیه و به سمت صحرای ترکمن و سواحل اترک پراکنده شدند. در همان سال خلع سلاح نیرو های پراکنده در اطراف چات ، قیزلر ، داش برون، اینچه برون، تنگلی، ادامه یافت. برخی از یموتها به ترکمنستان کنونی متواری شدند تا اینکه در 1309 محدودیت های تردد ایجاد گردید تا اینکه در سال 1311 مسیر تردد بسته شد.
دامنه کوچ محدود و کوتاه تر گردید . در این سالها بخش اعظم قلمرو یموتها جزو املاک سلطنتی رضاشاه گردید. و این آغاز گرفتاری ترکمن ها بشمار می رود. در کنار آن برخوردهای فرهنگی از جمله کشف حجاب و بکار گیری زنان در اعمال بیگاری موجب اعتراض و شورش گردید که در نهایت افراد سرشناس ترکمن به ورامین تبعید گردیدند. در آخرین دهه حکومت پهلوی اول وضعیت اقتصادی ترکمن به اسف بار ترین حالت رسیده بود.
در مجموع می توان نتیجه گرفت اقدامات رضاشاه در این دوره تنها به منظور تسلط بر شریانهای اقتصادی و کنترل سیاسی و ترویج فرهنگ غربی صورت گرفته است و مقاومت ترکمن را با تکیه برآموزه های سنتی استمرار یافته و به سختی با وضعیت جدید سازگار شده اند.
هردوت و تاریخ ترکمن
دکتر همراه یوسف اف *
اثر ارزشمند هردوت مطالب سودمندی درباره تاریخ ترکمن ها دارد . او در کتاب سوم خود به نام «تالییا» از رودخانه های مانند آق- آقه س و دره های آسیای مرکزی نام برده است. رودخانه اخیر الذکر در منابع همان آمودریا ذکر شده است. درباره جلگه های مربوط به سرزمین خوارزم دارد. او بطور مشروح در این رابطه خوارزمیان ، هیرکانیان ، پارفیا ، سارانفلار و فامانه یله ها را توصیف نموده است. اثر مکتوب هردوت درباره اقوام ساکن در خوارزم نیز اطلاعات مفیدی را دربرگرفته است. او اقوام ساکن در ناحیه چپ و راست آمودریا را برشمرده است در واقع می توان دریافت که آمودریا خط فاصل حوزه مالکیت حکام محلی بوده است.
حکومت ترکمن های تونق دریالی
در دوره اغوزخان قرون یازده و سیزده قبل از میلاد پیشه دامداری دوره طلائی خود را سپری کرده است. آنان عرابه های دارای دو چرخ را اختراع کرده اند.
براساس نوشته هردوت در قرن 5 قبل از میلاد با پادشاهان ایران سرزمین های زیادی را در اختیار داشتند. در این زمان ترکمن های تونق در نواحی ترکمنستان کنونی به ظهور رسیده اند اما حکومت ترکمنهای تونق یا قاراقوملی در شمال ترکمنستان کنونی اگرچه با تکیه بر دامپروری پایه ریزی گردید. در مقابل اقتدار آنان موجب گردید تا در برابر هجوم بیگانگان انسجام و وحدت کامل خود را نشان دهند. حکومت تونق ها یکی از قدیمی ترین حکومت ترکمن در کنار دریای خزر بشمار می رود.
یلقی بان و نقش او در تاریخ ترکمن
در سال 517 پیش از میلاد در جنبش قاراقوم یلقی چوپان نقش مهمی ایفا نموده است او در کناره های آمودریا جهت استخلاص قوم خود جانش را فدا نمود. حرکت سیاسی او متأثر از اوضاع آن دوره می باشد . کوروش کبیر در این دوره در برابر جنبش قاراقوم بیرحمانه وارد عمل گردید و کلیه اهالی قاراقوم را از دم شمشیر گذراند . یلقی بان در پاسخ به حملات تلافی جویانه متوسل گردید. او توانست ایلات را دور خود جمع نموده قدرتی فراهم کند. بدین ترتیب در برابر هخامنشیان قد علم کرده اند.
تاريخ شهر گنبد قابوس
ابراهيم كلته *
بررسي تاريخ شهر گنبد قابوس بايستي به دو دوره ي مجزا بپردازيم : اول تاريخ شهر قديمي گرگان يا هيركانيا كه بعدها توسط اعراب جرجان ناميده شد و دوم شهر جديد گنبد قابوس كه از دوره ي رضاخان بنيانگذاري گرديد.
از زمان دقيق بنيانگذاري شهر گرگان اطلاع دقيقي در دسترس نيست. گيرشمن از فتح ايالت گرگان توسط كوروش و حاكميت و شتاسب ( پدر داريوش ) بر آن صحبت كرده است. بعد از آن نیروهای اسکندر و اشکانیان بر گرگان حاکم بوده و برای مدتی نیز این شهر دارای استقلال بوده است. اهمیت شهر گرگان از دوره ساسانیان آغاز شد و دیوار گرگان در این دوره احداث گردید.
گرگان یکبار توسط سعيد بن عثمان فتح ولی سپس طغیان نموده و تا اینكه در 98 هـ.ق توسط ابن مهلب ا فتح گردید.
اوج شكوفايي گرگان (جرجان) مربوط به دوره ي آل زيار است. در بخشي از دوره ي حكومت قابوس ابن وشمگير كه مربوط به دوره ی آل زیار است که بخشی از آن به عنوان پایتخت بوده است.
در دوره ی طغرل ، جرجان به دست سلجوقيان افتاد و در زمان پسر زاده ي ملكشاه سلجوقي تجدید بنای آن صورت گرفت. ولی بعد از آن در دوره ي مغولان همانند سایر شهرهاي ايران تخريب گشت و اگرچه بعد از آن دوره هاي متعددي را ديد ولي هيچگاه به سان قبلي آباد نگرديد تا اينكه در اثر زلزله ي شديد تخريب گرديده و برای صدها سال بلامسکون گردید.
دوره ي جدید حیات شهر گرگان پس از یک دوره فترت 500 ساله در نیمه دوم قرن سیزدهم هـ.ق و این بار با نام گنبدقابوس آغاز گردید. در سال 1299 هـ.ق (1261 هـ.ق) جهت نظارت بر گمرکات و ایجاد امنیت در منقطه ی گنبد ، کنسول روسیه در استر آباد یک نمایندگی در بالای برج قابوس ایجاد کرد که به نام کمیسیون معروف گردید. بعد از آن بتدریج بازاری در مجاورت کمیسیون تشکیل شد که در آن گروهی از ترکمن های قان یوقماز و قوجق جعفربای و تجار غیر ترکمن فعالیت داشتند. در سال 1304 قوای رضاخان گنبد را فتح و بعد از آن طراحی جدید شهر گنبد توسط آلمانی ها صورت گرفت. اجرای طرح اسکان اجباری ترکمن ها و پس از آن مناسبات جدید ارضی به گسترش شهر جدید گنبد مساعدت نمود.
بررسی تغییرات کالبدی شهر مرو تا پایان حکومت تیمورلنگ
ابراهیم کلته *
درباره ی تاریخ بنای شهر مرو عقاید متفاوتی وجود دارد و نظر غالب این است که اسکندر بانی این شهر است. در حدود سال 280 هـ.م صحراگردان سکایی مرو را ویران نمودند ولی پادشا سلوکی پس از بیرون راندن آنها کهندژ مرو را بازسازی و بارویی به دور واحه ی مرو ساخت. مرو در آن زمان برای ایران اهمیتی استراتژیک داشت که باعث رونق این شهر می گردید.
مرو آخرین سنگر پادشاهان ساسانی در مقابل سپاه اسلام بود و در سال 22هـ.ق سقوط کرد ولی چندین بار در آن شورش شده و تا اینکه توسط یک سردار به نام قطیبه به طور قطعی به فتح مسلمانان درآمد. بعد از آن در مرو فضاهای جدیدی ایجاد می شود که مساجد و حوزه های علمیه از جمله آنهاست. در دوره تسلط سیاه جامگان در مرو، مسجد جامع، دارالاماره و بازار ایجاد می شود. در این دوره تا زمان حکومت طاهریان، مرو به عنوان مرکز خراسان بزرگ بوده و این امر باعث شکوفایی آن می گردد. ولی در اواخر حکومت طاهریان با انتقال پایتخت به نیشابور مرو از رونق افتاد.
در دوره ی سلاحقه بویژه در دوره ی ملکشاه سلجوقی و تلاشهای نظام الملک (وزیر ملکشاه) مجدداً این شهر رونق گرفت و حتی عنوان ام القرای خراسان را به خود اختصاص می دهد. در عصر حمله ی مغول، مرو دارای رونق بسیار و به گفته ی یاقوت، دارای دو مسجد بوده است. ولی حمله ی مغول ضربه ی بسیار شدیدی بر پیکر شهر وارد کرد. شهر در چندین نوبت غارت و مردم آن قتل عام شدند. مغولان شهر را آتش زده و سد مرغاب را شکستند . صنعتگران را با خود به مغولستان بردند و اندک مردمی که از قتل عام مانده بودند به نقاط دیگر مهاجرت کردند.
جانشینان چنگیز به مرمت شهر مرو همت گماشتند و بویژه در زمان حکومت شاهرخ (پسر تیمورلنگ) به این شهر توجه خاصی شد ولی مرو هرگز عظمت گذشته ی خود را که به گفته ی برخی از مورخان به عنوان لنگرگاه تمدن اسلامی بوده است، بازنیافت.
جغرافیای تاریخی شهرهای کهن ترکمنستان
امید محرری و فرزانه سعادتی فر *
آسیای مرکزی از کهن ترین مناطق تمدن ساز بشری است. ترکمنستان نیز از قبل از تاریخ دارای زندگی بوده و ساکنان اولیه این سرزمین ، قبایلی چون ماساژت ها بوده اند.
بعدها این سرزمین ، تاریخ مشترکی با ایران پیدا کرد و امپراتوری های هخامنشی ، اشکانی و ساسانی تا قبل از اسلام بر آن حکمرانی داشتند و در قرن هفتم میلادی نیز با ورود مسلمانان ، قسمتی از خلافت اسلامی می شود.
اما از قرن پنجم هجری قمری (یازدهم میلادی) ، قبایل ترک اغوز به این سرزمین می آیند و این کشور به ترتیب تحت حکومت سلجوقیان و خوارزمشاهیان ، ایلخانان مغول و تیموریان قرار می گیرد. در زمان صفویان ، جنوب آن در کنترل ایشان ولی شمال تحت حکومت خانات خیوه و ازبکان قرار دارد.
در زمان نادر، بار دیگر ترکمنستان توسط او فتح و به ایران می پیوندد و اما پس از سقوط روسیه تزاری ، یکی از جمهوری های تشکیل دهنده اتحاد جماهیر شوروی است و با فروپاشی شوروی در سال 1991 م ، کشوری مستقل می شود.
از شهرهای مهم این سرزمین که سابقه تاریخی دارند ؛ مرو ، ابیورد ، نسا و ... هستند. هر کدام در دوران تمدن اسلامی از مراکز فرهنگی ، علمی ، اقتصادی و گاهی سیاسی نیز بوده اند ، امروزه مرو یکی از مراکز استان های ترکمنستان است اما شهرهای عشق آباد ، چارجو و داش حوض ، مراکز جمعیتی و سیاسی اقتصادی این کشور هستند.
ابیورد از جمله شهرهای این سرزمین است که از قبل از اسلام اهمیت داشته و آثار باستانی زیادی را در خود جای داده است و در دوران اسلامی هم شهرت بخصوصی داشته و بخشی از خراسان بزرگ به شمار می رفته است.
اما مشهورترین شهر تاریخی این سرزمین ، مرو است که یکی از ربع های چهارگانه خراسان بزرگ بوده است. بنای این شهر را به اسکندر نسبت می دهند. مأمون عباسی که با برادرش امین در نبرد بود ، مرو را پایتخت خود قرار داد و در همین شهر بود که پس از پیروزی بر امین به خلافت رسید و امام رضا(ع) را برای پذیرفتن ولایت عهدی به آنجا آورد. به دلیل قدمت تاریخی مرو ، بناها و امارت های زیادی در آن موجود استو این شهر آنقدر بزرگ بوده که سه مسجد جامع داشته است.
شهر مرو همچنین مرکز مهمی در علوم و معارف اسلامی بوده اگرچه پس از حمله مغول ، آسیب سختی می بیند. آرامگاه سلطان سنجر سلجوقی نیز در مرو قرار دارد. مرو فعلی در فاصله بیست کیلومتری خرابه های مرو قدیم بنا شده است.
نسا ، نیز از جمله شهرهای تاریخی ترکمنستان است که سابقه آن به قبل از اسلام می رسد. در دوران خلافتهای اموی و عباسی و حکومتهای سامانی و غزنوی و سلجوقی ، شهر مهم و باعظمتی بوده اما با حمله مغول و سپس تیمور، رو به ویرانی نهاده و رونق خود را از دست می دهند. و یرانه های شهر باستانی نسا در پانزده کیلومتری شهر عشق آباد قرار دارد.
حکومت خاندان ترکمن «آرتقی» (آرتیق اوغول لاری =آل آرتیق) در آناطولی
(811 - 495 هجری = 1048 – 1101 میلادی)
ملاعاشور قاضی- مریم شرعی *
«آل آرتیق» سلسله ای ترکمن است که به سال 1101 میلادی توسط نبیره های ترکمن های سلجوقی در آناطولی تأسیس می شود و حدود سه قرن دوام می یابد. نام این سلسله ، مآخوذ از نام نیای آن یعنی امیری ترکمن به نام آرتیق بن اگسیک/ Artuk b.Eksuk است که از دوران ملکشاه در امپراطوری سلجوقی خدمات شایسته ای از خود نشان داده بود. پدر آرتیق بگ یعنی «اگسیک» ( اکسوک/ Eksuk ) لقب سالار و سردار را داشته است و این امر دال بر اینست که وی شخص معمولی نبوده است. خاندان «آرتیقی» در میان ترکمن ها صاحب مقام والایی بودند. مورخی «آرتیقی ها» را جزو دو خاندان معروف ترکمن (دیگری سلجوقیان) ذکر می کند.
عناوینی چون « اینانچ بیلگه بیگو (یابغو) قوتلوق بگ » و « آلپ قوتلوق بگ پاولاق » در حکومت آرتیقی ها به کار می رفته است .
از آرتیقی ها سه شعبه به حکومت رسیدند که عبارتند از 1) «شعبه حصن کیفا» و آمد/ که به سال 495 هجری (1101 میلادی) توسط «معین الدوله سوقمان اول» تأسیس می شود و تا سال 628 هجری (1231 میلادی) تداوم می یابد. 2) شعبه «ماردین» که به سال 502 هجری (1108 میلادی) توسط «نجم الدین ایلغاری اول» پایه گذاری می شود و تا سال 812 هجری (1409 میلادی) ادامه می یابد. 3) شعبه خارپوت یا خرتابرت Harput / Hartabirt که به سال 581 هجری (1185 میلادی) توسط «عمادالدین ابوبکر بن قرا ارسلان» تأسیس می شود و تا سال 631 هجری (1233 میلادی) دوام می یابد. در برخی از آثار ، اولین شعبه این سلاله به دلیل انتساب آن به یکی از فرزندان «آرتیق» به نام سوقمان (سؤکمن ، سکمان ، سقمان) ، «سوقمانیلار» (آل سکمان، طبقه سکمانیه) و شعبه « ماردین» نیز به دلیل انتساب آن به فرزند دیگر «آرتیق» به نام «ایلغاری» ، «ایلغاری لار» (آل ایلغار ، طبقه ایلغاریه) نامیده شده است.
«سوقمان» و «ایلغاری» با تقلیل مالیاتها موجب رونق اقتصادی قلمرو خود شدند. آن طور که از گزارش های برخی از مورخین چون ابن چبیر/ Ibn Cubayr بر می آید ، برخی از مناطق آرتیق ها از اهمیت تجاری و رفاه خاصی برخوردار بودند. هنگامی که دیاربکر به تصرف صلاح الدین ایوبی در می آید ، غنایم هنگفتی از این شهر به دست می آورد که چشم قشون ایوبی را خیره می سازد. مهم «قاضی الفاضل» مورخ و منشی «صلاح الدین» از این غنایم ، 140000 جلد کتاب بوده است. ساخت پل ها ، کاروانسراها ، مساجد ، مدارس ، بیمارستانها ، حمام ها ، قصرها ، استحکامات و نیز آثار معماری عظیم و انواع محصولات صنعتی کوچک ، دال بر رشد عظیم اقتصادی و رشد ثروت و ارتقاءسطح رفاه در ساحت دولت آرتیقی ها است. آرتیقی ها حاکمیت خود را بر پایه توده های متشکل از ادیان و مذاهب و اقوام مختلف بنا نهاده اند. در دیوان های اداری و مالی از کارگزاران مسیحی نیز استفاده می شد. بنا به اظهارات میخائیل/ Mihail مورخ سوریه ای ، تیمور تاش از تعصب دینی بدور بود. در دیاربکر در ساخت کلیساهای جدید مساعدت به عمل می آمد و راهبان نیز از پرداخت مالیات معاف بودن، هنگامی که «نشرالدوله» پسر «دوگر» و حاکم فیزینات / Fizinat از دنیا می رود (561 هجری= 1165 میلادی) در تشیع جنازه او ، نه فقط مسلمانان ، بلکه مسیحیان نیز حضور داشتند. امرای آرتیقی به علم و دانش توجهی خاص مبذول داشته اند و در حمایت از عالمان و طراحان علمی کوتاهی نکرده اند. «اختراع اولین ربات های مکانیکی به دانشمندان حکومت خاندان آرتیق نسبت داده می شود.»
چند تن از دانشمندان معاصر آنان کتابهایی را به نام برخی از امرای آرتیقی ها تصنیف کرده اند که از جمله می توان به کتاب «الواح عمادی» ، تألیف شیخ شهاب الدین سهروردی (م : مؤسس مکتب اشراق در فلسفه اسلامی) به نام «ملک منصور نجم الدین» و همینطور به کتاب فی معرفه الحیل الهندسه » تألیف «جزری/ Cezari » به نام «محمود بن محمد بن قرا ارسلان» و ... اشاره کرد.