- استاد قجقي لطفاً خود‌تان را معرفي کنيد و د‌رباره تحص‍يلات و علل و انگيزه علاقه به تاريخ و اساتيد خود توضيح د‌هيد؟

   من محمد قجقي هستم و د‌ر د‌ي ماه 1327 د‌ر گنبد کاووس متولد شد‌ه‌ام. د‌وره 6 ساله تحصيلات د‌بستاني را در دبستان شاهپور عليرضا پهلوي (آزاد‌ي فعلي) گذراند‌م. معلمان من در کلاس هاي دبستاني آقايان: منصوريان، گروسي، آقايي نژاد، خاکي و يعقوب يوسفي بودند. دوره سه ساله (سيکل) اول را در دبيرستان سعدي (مطهري فعلي) و دوره سه ساله (سيکل) د‌وم را در رشته « اد‌بي» در همان دبيرستان گذراندم آقايان پيشکاري، سورکي، جلالي، عرب، فصيحي، محمدي،  دبيران اين مقطع بودند. پس از اخذ ديپلم جزو 8 نفري بودم که در رشته تاريخ دانشگاه پهلوي (شيراز) پذيرفته شدم در علاقه‌ي من به درس و رشته تاريخ پدر مرحومم و آقاي جهانگير عرب ، دبير تاريخ دوره دبيرستان، نقش داشته‌اند.

در دانشگاه شيراز از محضر اساتيدي چون علي سامي باستان شناس و محقق معروف، دکتر دهقان استاد تاريخ فرانسه و انگلستان، دکتر خسرو صادقي استاد تاريخ روسيه و آمريکا، دکتر عبد الکريم گلشني استاد تاريخ صفويه، دکتر حسن خوبنظر استاد تاريخ تمدن، تاريخ قاجار و تاريخ مشروطيت، دکتر بدر الزمان قريب استاد زبان پهلوي باستان و دکتر علي محمد مژده بهره بردم . در سال 1374 پس از 23 سال که از اخذ ليسانس تاريخ من مي‌گذشت ، براي ادامه تحصيل وارد دانشگاه فردوسي مشهد شدم. استادانم دکتر حسين الهي، د‌كتر مسعود فرنود و مرحوم پروفسور ابوالفضل نبئي بودند. بنده از آن بزرگواران بهره ها برده ام ولي چون رساله ام را با راهنمايي استاد نبئي – که از شاگردان مرحوم پروفسور فاروق سومر بوده اند – گذرانده ام ، فرصت بهره مندي از ايشان بيشتر ايجاد شد .

از نظر شغلي در سال 1354 به استخدام آموزش و پرورش گنبد کاووس در آمدم و در سال 1382 به افتخار بازنشستگي نايل شدم. پس از اخذ مجوز تأسيس بنياد مختومقلي به همراه برخي از دوستان در دي ماه 1383 بخشي از وقت خود را در خدمت به بنياد مختومقلي فراغي بوده‌ام، از تيرماه 1384 به عنوان مدير عامل بنياد مختومقلي فراغي، در حد مقدور، تکاپوهايي جهت توسعه و تعميق فعاليت صرفاً فرهنگي بنياد انجام مي‌دهم. سعي من بر آنست که بنياد به عنوان مرکزي جهت تحقيق و پژوهش و برگزاري همايش در علمي و فرهنگي– آنگونه که در اساسنامه آن پيش بيني شده است، در آيد. از خدا خواهيم توفيق عمل.

- لطفاً د‌رباره تأليفات و ترجمه‌هاي که د‌اريد مختصراً توضيح د‌هيد.

    در سال 1351 با موافقت دکتر خسرو صادقي ترجمه کتابي را به پايان بردم که نويسنده آن George Wheeler بود و مسئله‌ي روابط نژادي در آسياي مسلمان شوروي را مورد بررسي قرار داده بود. متأسفانه استاد به علت اين که نويسنده، ايران پس از جنگ جهاني دوم را جزء وابستگان به حکومت آمريکا قلمداد کرده بود، از پذيرش آن به عنوان تز (در آن دوره ترجمه در مقطع کارشناسي پذيرفته مي‌شد) خودداري کردند.

- در تابستان 1351 تحقيقي ميداني، کتابخانه اي در مورد ترکمن‌هاي گنبد کاووس، به عنوان پايان نامه انجام شد. اين تحقيق باتوجه به گرايش و تمايل شديد من به جامعه شناسي، جنبه جامعه شناسانه‌اش بر جنبه تاريخي آن مي چربيد .

- در حدود سي سال قبل کتاب « تاريخ مختصر ترکمن » تأليف و.و.بارتولد را که منيورسکي از روسي به انگليسي ترجمه کرده بود، به فارسي ترجمه کردم. اين اواخر ترجمه را بازبيني، بازنويسي و ويراستاري نموده ام. کتاب در حقيقت طرحي از تاريخ ترکمن است که بارتولد براي کارگزاران فرهنگي ترکمنستان، حدود 80 سال قبل تاليف کرده ولي هنوز هم مطالب آن تازگي خود را از دست نداده است .کتاب قابل چاپ است ، همتي مي خواهد .

- در مقطع کارشناسي ارشد، با تمايل خودم و تشويق و اصرار دکتر ابوالفضل نبئي، پايان نامه اي با عنوان « حکومت و خط مشي حکومتي اوزون حسن آق قويونلو » انتخاب شد که في الواقع تاريخ دوره آق قويونلو از ابتدا تا فروپاشي، با تأکيد بر دوره ي اوزون حسن آق قويونلو بود. در تأليف پايان نامه، از همه‌ي منابع و تحقيقات موجود در ايران و بعضاً کتاب هايي که در ترکيه به چاپ رسيده بودند، استفاده شد .

- تعدادي مقاله در مورد آق قويونلوها، آل زيار، مشروطيت در استراباد، تاريخ مختصر تصوّف و صوفيان ايراني از ابتدا تا قرن دهم هجري قمري، پژوهشي درباره‌ي مرزهاي شمال شرقي ايران .

- نقد و بررسي چند کتاب از جمله عالم آراي عباسي اثر اسکندر بيک منشي ترکمان، قيام باسماچيان اثر زکي و ليدي طوغان، سلوک الملوک اثر فضل الله روز بهاني خنجمي اصفهان .

- ترجمه ها: « اوزون حسن» از دايره المعارف اسلام ترکي (چاپ ترکيه) « اوزون حسن » از دايره المعارف انگليسي ( چاپ ليدن )، تاريخ يهود در ترکمنستان ، مختومقلي و حکيم آتا، و ترجمه بخش هايي از کتاب هاي آق قويونلوها اثر جان وودز ، تاريخ صحائف الاخبار يا جامع الدول اثر احمد بن لطف الله، معروف به منجم باشي ، تاريخ جهان نما اثر محمد نشري، تاريخ بيگ نشين‌هاي آناتولي و دولت‌هاي قراقويونلو و آق‌قويونلو اثر ارزشمند اسماعيل حقي اوزون چارشلي، تواريخ آل عثمان عاشق پاشا زاده .

توضيح اين که برخي از مقالات (تأليفي يا ترجمه ) در فصلنامه ياپراق به چاپ رسيده اند .

- لطفاً د‌رباره فعاليت بنياد مختومقلي توضيح د‌هيد . اهد‌اف و ضرورت هاي تشکيل شد‌ه آن چه بود‌ه است ؟

    بنياد مختومقلي فراغي بر اساس اساسنامه خود با انگيزه ي ارتقاي سطح دانش و بينش عمومي و اعتلاي فرهنگ و هنر کشور و اشاعه فرهنگ و هنر اصيل ايراني و اسلامي ، و بر اساس اهداف فرهنگي مصرحه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و با التزام به رعايت مقررات موضوعه کشوري و ضوابط حاکم بر تأسيس مؤسسات و مراکز فرهنگي و بر طبق مشخصات و شرايط پيش بيني شده در اساسنامه تشکيل گرديد .

 آنچه در بالا آورديم نصّ مقدمه‌ي اساسنامه بنياد مختومقلي فراغي بود. ضرورت هاي تشکيل بنياد مختومقلي متعددند. بدون مداهنه و مجامله مي گويم – شرايط سني و تعلقات فرهنگي بنده اين اجازه را به من مي دهند – که در مقايسه با دوران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ، زمينه ها و امکانات گسترده تري براي تکاپوهاي فرهنگي و هنري اقوام مختلف ايراني فراهم آمده است . مخصوصاً اگر موضوع بسيار مهم «تداوم» فعاليت‌هاي فرهنگي، هنري، انتشاراتي و مطبوعاتي را در نظر داشته باشيم. در کدام مقطع از تاريخ معاصر ايران مشابه يا تا حدودي مشابه به شرايط فعاليت هاي فرهنگي و مطبوعاتي فعلي را سراغ داريد؟ بنياد مختومقلي فراغي در راستاي تحقق آرزوهاي علمي، فرهنگي و هنري قوم ترکمن و توسط افرادي که دغدغه اين گونه مسائل را داشته اند، تشکيل شد. همين جا مناسب است توضيحي عرض شود و آن اينکه بنياد بر تارک خود نام جاودانه شاعر متفکّر ترکمن« مختومقلي فراغي» را نشانده است، ولي اين بدان معنا نيست که صرفاً به امور گوناگون مرتبط به حضرت مختومقلي فراغي مي‌پردازد. دايره‌ي فعاليت‌ها و علايق علمي و فرهنگي و هنري بنياد قطعاً گسترده تر است و حيطه هاي مختلف و شخصيت‌هاي گوناگوني را در بر مي‌گيرد.

مبرهن است که در دوره ي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ، به علت سياست هاي خاصي که اجرا مي شد ، زبان ترکمني و ادبيات آن ، فرهنگ عامه و ... در آستانه محو شدن و ميدان خالي کردن بود . بنياد مختومقلي در اولين گام با راه اندازي کلاس هاي هفتگي « مختومقلي خواني » به خوانش اشعار او به عنوان ديرک اصلي زبان ، ادب و آموزه هاي مبتني بر قرآن ، کسي که در تار و پود نگرش ترکمن‌ها به زندگي و مفهوم و فلسفه آن ، حضوري پر رنگ دارد ، پرداخت و بدينوسيله سعي نمود به چندين نياز و ضرورت پاسخ در خور دهد . اول اينکه با برگزاري کلاس هاي مرتب هفتگي ، در مکاني مشخص و زماني معلوم و عناوين اشعاري که اساتيد در جلسه بعد قرائت خواهند نمود ، به شکلي علمي کار آشنايي مختصر و ابتدايي را با مختومقلي و اشعار و انديشه هاي او فراهم آورد . ضمناً با جلب همکاري افراد فرهيخته و مسلط به زبان و ادبيات ترکمني – که از ابتداي تشکيل کلاس ها تا به امروز و در طي قريب به دو سال ، بدون کوچکترين چشم داشتي و حتي با صرف هزينه هاي شخصي به همکاري با اين جلسات ادامه مي دهند – زمينه ي انتقال آموخته هاي نسل مستعد و علاقه مند به زبان و ادبيات ترکمني را به جوانان و مشتاقان ديگر – از همه سطوح سني و تحصيلي – فراهم آورد . فکر مي کنم جمع کردن اساتيدي از طيف هاي مختلف ، زمينه‌ي تفاهم و انتقال انديشه هاي افراد مختلف و نهايتاً بهره مندي مشتاقان به مختومقلي فراغي و افکارش را هم فراهم آورده است .

اساتيد ، در طي نزديک به دو سال گذشته اين افراد بوده اند و اکثراً هنوز در خدمت آن ها هستيم : عبد الجبار آخوند نيک نهاد استاد حوزه علميه حنفيه و مدير آن ، جلال آخوند جان زميني (بهلکه) ، از شاگردان ممتاز استاد نيک نهاد، قربان صحت بدخشان پژوهشگر زبان و ادبيات و فرهنگ عامه ترکمن، آنادردي عنصري محقق تاريخ و زبان و ادبيات ترکمن و مترجم آثار ارجمندي چون اوغوزها و شجره تراکمه ؛ نور قليچ فداکار پژوهشگر و مولف چند اثر در مورد مختومقلي فراغي ؛ عبد القهار صوفي راد، شاعر و پژوهشگر بنام، جناب آقاي يعقوب رحيمي داشلي برون هم که از فضلاي شاخص ، بوده اند و هستند به علت اعزام براي تدريس در مدرسه ايرانيان در عشق آباد به سر مي برند و فعلاً از فيض وجودايشان و افاضات مفيدشان محروم هستيم .

ضمناً ، فکر کرديم که با دعوت از فضلا و ادباي شهرها و مراکز ديگر ترکمن صحرا هم ارتباط فرهنگي و علمي ايجاد شود و هم از علم و دانش آقايان در کلاس‌ها استفاده نمائيم . در اين راستا تا امروز اين فضلا و شعرا مسئوليت تدريس را پذيرفته اند : ستار سوقي ، عيد محمد اونق ، غفور خوجه ، تنقر قلي يلقي ، مشهد قلي قزل ، عبد الحکيم مختومي ، محمود عطا گزلي ، شهروز آق آتاباي و عطا نظر برزين.

- آيا نهاد ها و گروه هايي از اين بنياد حمايت مي کنند ؟

     نهاد يا گروه خاصي از بنياد مختومقلي فراغي حمايت نمي کند . ولي بنياد از همه نهاد ها و گروه هايي که در حوزه ي امور فرهنگي و فرهنگ سازي نقش و سهم دارند متوقع است که به طريق معقول و مثبت از جهت مالي و ارائه طرح و انديشه هاي مفيد ، ما را ياري بفرمايند . البته وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان گلستان ، شوراي اسلامي شهر گنبد کاوس نيز مساعدت هايي نموده اند که از همه آن ها تشکر مي کنيم . از همکاري و مساعدت آقايان مارامايي و دکتر ايري نيز تقدير و تشکر داريم .

شوراي اسلامي شهر گنبدکاووس با اختصاص 250 متر مربع زمين در پارک جامي گنبدکاووس براي احداث مرکز فرهنگي بنياد مختومقلي فراغي موافقت نموده است و شهردار محترم جناب آقاي خدا يوسفي نيز موافقت خود را با آن اعلام نموده اند . کار واگذاري و امضاي قرار داد انتقال انشاء الله بزودي انجام خواهد شد .

شوراي اسلامي روستاي حاجي قوشان با اختصاص 5/3 هکتار زميني در زادگاه مختومقلي فراغي به بنياد مختومقلي فراغي کار بزرگي انجام داد و ما را زير بار مسئوليت بزرگي قرار داد . انشاء الله، خدا توفيق ساخت مرکز فرهنگي بنياد، در پارک جامي را ، با هر آنچه ضرورت دارد ساخته شود، و نيز ساخت کتابخانه و مرکز پژوهشي به نام مختومقلي فراغي در زادگاه عارف و شاعر را به ما بدهد .

موضوع ديگري که بايد روشن گردد اين که بند 2 اساسنامه اشعار مي‌دارد ، نوع بنياد که با اهداف فرهنگي و مقاصد غير تجاري ، غير سياسي و غير صنفي تأسيس شده ، غير انتفاعي است . بنابراين ما از حمايت همه ي گروه ها و نهادهايي که صرفاً و به قصد کمک و مساعدت به فعاليت هاي فرهنگي اقدام نمايند ، استقبال مي کنيم و در نقطه ي مقابل به خاطر اصراري که بر غير سياسي بودن فعاليت هاي بنياد وجود دارد ، سعي مي کنيم خود را در معرض مساعدت هايي که به قصد بهره برداري سياسي صورت گيرد قرار ندهيم . چون معتقديم صرفاً و با رعايت دقيق و دائمي اهداف و رسالت فرهنگي بنياد مي توان تکاپوي مفيدي انجام داد . خروج از مسير اصلي ، به معناي قرباني شدن اهداف فرهنگي بنياد است .

- کد‌اميک از مقولات فرهنگي د‌ر اولويت فعاليت اين بنياد قرار د‌ارد ؟

    مي‌دانيد که اهداف فرهنگي در پروسه اي طولاني قابل تحقق هستند و زمينه سازي و فراهم آوردن تمهيدات لازم با در نظر داشت اين موضوع که بنياد مختومقلي فراغي ، به عنوان نهادي غير دولتي در ابتداي فعاليتش ، امکانات بسيار محدودي دارد ، کار مشکل و و در ضمن دقيق و ظريفي است . عجالتاً آشنايي ابتدايي با آثار منظوم شعراي ترکمن با تاکيد بر مفاهيم قريب آن ها و با نظر داشت آموزش قرائت متون به زبان ترکمني مورد نظر است . البته يک کلاس با استادي خانم مايا سميع زاده ، جهت آموزش زبان و ادبيات ترکمني داير بود ، که در 13 خرداد 1385 آزمون نهايي اش انجام شد و «9» تن از خواهران اولين دوره ي آموزش زبان ترکمني را با موفقيت به پايان بدند . اميدواريم از همکاري خانم سميع زاده ، همچنان برخوردار باشيم . 

- د‌ر حوزه اجرايي کد‌اميک از برنامه ها محقق شد‌ه و کد‌اميک هنوز بستر لازم اجرايي نيافته است ؟

    در پاسخ به سوالات بالا مختصراً عرض کردم که کلاس « مختومقلي خواني » و کلاس « آموزش زبان ترکمني » داير است و در حد محدودي در جهت اهداف بنياد حرکت مي کنيم ، ولي بنده ابداً به اين نتيجه نرسيده ام که برنامه « محقق » شده باشد ، در حال اجرا است . ولي اهداف مورد نظر در هر دو برنامه با « تحقق » در معناي رسيدن به هدف فاصله بسيار زيادي دارد . اما اين که کدام برنامه ها زمينه و بستر لازم را نيافته است . بايد بگويم که تعدادي برنامه هاي آموزشي و تحقيقي در حد طرح و ايده وجود دارند مثل آموزش روخواني برخي از آثار داستاني ادبيات ترکمن از جمله ده ده قورت ، گور اوغلي ، ليلي و مجنون و . . . .

قصد مان اين است که براي آشنايي بيشتر نونهالان و نوجوانان ، زمينه‌ي آشنايي را فراهم آوريم .بحث تهيه تصوير نسخ ديوان مختومقلي ، براي فراهم آوردن زمينه چاپ نسخه اي منقح و مصحح از ديوان ايشان نيز از کارهايي است که بايد انجام شود .

- آيا اثر يا آثاري از طريق بنياد منتشر شد‌ه است به صورت کتاب ، نشريه و يا جزوه ....؟

    متاسفانه در اين مورد کار ملموس و محسوس انجام نشده است. براي اخذ مجوز چاپ فصلنامه مراحل اوليه کار انجام شد ولي به علت فراهم نبودن مقدمات لازم و ضروري ، بويژه از جنبه منابع مالي مطمئن که چاپ بدون وقفه آن را مقدور سازد ، کار پيگيري نشد ، انشاء الله با رفع معضل گفته شده ، بر اساس اساسنامه مي توانيم با کسب مجوز لازم، فصلنامه را راه اندازي کنيم . ضمناً سايت اينترنتي بنياد مختومقلي فراغي مراحل طراحي خود را طي کرده و انشاء الله بزودي عملاً راه اندازي خواهد شد . نوعاً امکان ارتباط يا طيف هاي گوناگون مشتاقان امور فرهنگي با بنياد فراهم خواهد شد .

- د‌رباره جلسات مختومقلي شناسي بفرمائيد مشکل کار چگونه است؟ آيا جلسات به صورت مباحثه اي است يا استاد محوري و ساير ويژگيهاي اين نشست کد‌ام است ؟

    شکل کار بدين صورت است که معمولاً استاد جزوه اي در مورد اشعاري که قرائت خواهد شد تهيه مي کند ، بنياد با تکثير جزوات ، آن ها را در اختيار حضار قرار مي دهد ، در آن جزوه نوع قالب شعري ، تعداد بند « بوغوم » وزن   (چند هجايي) تقطيع وزني مثلاً 4+4+3 ، قافيه مثلاً زار ، نار، دار ، رديف و نوع ادبي که آيا تعليمي  است يا عرفاني و. . . مشخص مي‌شود. واژه‌هاي ترکيبي مشخص مي‌شوند، معناي لغات مشکل را قيد مي‌کنند. در مواردي برخي توضيحات اضافه تحت عنوان « دوشنديرش» تهيه مي‌شود . بعداً قرائت شمرده شمرده ابيات شروع مي شود . و بعد معنا کردن بند به بند آغاز مي گردد  استاد نظراتش را شرح مي دهد و البته حضار هم با مطرح کردن سئوالاتشان و هم چنين با ارائه برداشت هاي خود در آن باره ، ابعاد و زواياي ديگر را مطرح مي سازند . در اين باره که دامنه بحث (يا درست تر مباحثه ) در يک مورد تا کجا ادامه يابد به هيئت علمي که در کنار مدرس حضور دارند ، مربوط مي شود  ما ضمن اين که از بحث هاي علمي و ادبي و برخي بحث هاي فني در مقوله‌ي شعر استقبال مي کنيم ، با توجه به عنوان جلسات که « مختومقلي خواني» است ، عمدتاً سعي مي کنيم بحث کلاس زمينه ي مطالعات خارج از کلاس را فراهم آورد ، نه اين که خود موضوع کشدار و زمانبري شود که خوانش سه شعر مورد نظر در هر جلسه را مختل سازد .

يک موضوع جاي بحث دارد و آن اين که متأسفانه هنوز نسخه اي مصحح و منقح از اشعار مختومقلي فراغي فراهم نيامده است . همين امر در جلسات وقفه ايجاد مي کند . چون حضار از نسخه هاي چاپي متفاوتي استفاده کرده اند و حتي ابيات را حفظ نموده اند ، با سابقه ي آشنايي و موانعت با آن چاپ خاص ، در مورد چاپ هاي ديگر نوعي واکنش نشان مي دهند و بحث اين پيش مي آيد که کدام چاپ و کدام ترتيب توالي اشعار و نگارش و ... درست تر است .

از ويژگي هاي کلاس مختومقلي خواني حضور طيف گسترده اي از علاقه مندان است که از نظر سطح سواد ، شغل ، سن و ... با هم متفاوت هستند. لذا ما بر خلاف کلاس هاي معمول ، بامخاطبيني متفاوت رو به رو هستيم . بنابراين صِرف معني کردن اشعار، تعدادي را خوش نمي آيد . برخي نيز از تعميق بحث و ورود به مقولات فلسفي ، عرفان و نقد و امثالهم چندان استقبال نمي کنند. بنياد براي اين که مخصوصاً به گروه اول فرصت بحث متوفا بدهد اعلام کرده است که درباره ي آن عده از مقولات که جاي بحث بيشتر و طولاني دارند ، جلسات مستقل در دفتر بنياد قابل تشکيل است و ما از اين امر حتماً و قطعاً استقبال مي کنيم .

- چارچوب ارائه بحث د‌ر اين نشست به عبارتي متد و روش تعريف شد‌ه کد‌ام است ؟ ( لطفاً يک نمونه ذکر شود )

   در کلاس مختومقلي خواني ، همانگونه که حضار و مستمعين از طيف هاي مختلفي هستند ، اساتيد ثابت و مدرسين مدعوهم از نگاه روش و متد متفاوت هستند . بنياد به اساتيد در مورد اين که جزوه اي تهيه نمايند ، تکليفي نمي دهد ، بلکه خود آقايان در صورت ضرورت و فراهم بودن شرايط آن را تهيه مي نمايند . ضمناً استاندارد و معيار کاملاً يکساني در تهيه جزوات وجود ندارد هم چنين چند مورد از جزوات اساتيد ، از جزوه هاي ديگر در روال کلي آن متفاوتند . بنابراين مشخص کردن نوع شيوه و متد به صورت دقيق مقدور نيست . چند نمونه از جزوات تقديم مي شود تا موضوع دقيقاً روشن گردد . بنياد در صورت امکان مترصد فرصتي است که اساتيد در طي يک نشست به معيار و شيوه ي استاندارد و يکساني دست يابند . ولي در صورت عدم تحقق اين امر نيز بنظرم اساس کار متزلزل نمي شود و شايد اين تجربه ها بتواند در مراحل ديگر کار ساز و مفيد شود .

- يکي از مقولاتي که بنياد نسبت بدان اهتمام ويژه دارد برگزاري مراسم مختومقلي است نظرتان د‌رباره شکل برگزاري اين برنامه چگونه است ؟ آيا فکر نمي کنيد ضرورت د‌ارد تا از لحاظ محتوا ارتقاء پيد‌ا کند ؟

   برگزاري جلسات بزرگداشت مختومقلي فراغي ، که در نيمه دوم ارديبهشت امسال هم شاهدش بوديم ، اساساً مطلوب و مفيد است ولي بنده به عنوان نظر شخصي ، معتقدم که بايد هم در شيوه ي برگزاري مراسم و هم در کيفيت مطالب و موضوعات مطروحه تجديد نظر شود. ببينيد مردم حق دارند که به خاطر شاعر فرزانه و يگانه شان مراسم گوناگون و متعدد برپا نمايند و طي آن موسيقي کلاسيک و سنتي ، هودي و لاله و . . . ارائه نمايند ولي يکي دو مطلب را هم بايد ملحوظ داشت اول اين که اکثراً روال و شيوه ي برگزاري همه ي اين برنامه ها بسيار يکسان و مي توان گفت تکراري است در صورتيکه مي توان و بايد هر سال در جهت رفع نواقص و ايجاد برنامه هاي بهتر تلاش نمود. مورد ديگر اين که ظاهراً فراموش مي کنيم که محور اصلي برگزاري مراسم چيست. مگر نه اين که به خاطر بزرگداشت مختومقلي مراسم برگزار مي‌شود. پس حق داريم بگوييم که بايد ضمن خواندن اشعار مختومقلي، ابعاد مختلف زمان ، شخصيت و آثار وي را نيز مطرح کرد  مؤلفين و مترجمين بايد هر سال به بخشي از زمان و آثار مختومقلي فراغي که چندان روشن نيست ، روشني بياندازند و مردم را نيز آگاه نمايند. متأسفانه اين امر کمتر مشاهده مي شود . ضمناً وقتي که مراسم در سالن ها اجرا مي شود بيشتر به يک جشنواره موسيقي شباهت پيدا مي‌کند و اين خود به وقار و متانت و رزانت مجالس بزرگداشت خدشه وارد مي سازد . از طرف ديگر صرف ارائه مقالات ، با فرض تازه و مفيد بودن کارچندان معقولي نيست بايد جمع معقولي از ارائه موسيقي ترکمن متين و سنتي را با مقالات و گزارش هاي علمي تهيه ديد . بنظرم از عشق و علاقه وسيع و عميق مردم به مختومقلي فراغي بايد استفاده بهينه نمود .

- بنياد مختومقلي را د‌ر مقايسه با فعاليت ساير انجمن هاي ترکمن مانند جمعيت مختومقلي چگونه مي بينيد ؟ ( از لحاظ تنوع و حجم فعاليت )

    بنده جمعيت فرهنگي و هنري مختومقلي کلاله را به خاطر برگزاري جلسات سخنراني ماهانه ، که سي و يکمين نشست آن در 22 ارديبهشت امسال برگزار شد و بويژه به خاطر برگزاري « سمينار هاي بررسي رسم الخط ترکمني » و فراهم آوردن و بهتر است بگوييم تأليف و تدوين « ويژه نامه موسيقي ترکمن » بسيار موفق مي دانم نگاهي گذرا به عناوين جلسات ماهانه ، طيف وسيعي از مهم ترين موضوعات را نشان مي دهد.

اما بنياد مختومقلي فراغي حوزه فعاليت گسترده اي مي تواند داشته باشد . برگزاري کلاس مختومقلي خواني و آموزش زبان ترکمني ابتداي کار است . جمعيت و بنياد در مواردي شيوه و اهداف يکساني پيدا مي‌کنند و در مواردي در نوع عمل و يا گستره فعاليت متفاوت هستند . به نظرم هر دو جنبه مفيد و مثبت است و خواهد بود .

- به نظر جنابعالي اولويت هاي فعاليت فرهنگي د‌ر بين ترکمن هاي  ايران کد‌ام است ؟ 

    عمده ترين اولويت موضوع زبان است . بايد در جهت حفظ و گسترش آموزش زبان ترکمني تلاش صورت گيرد . بدون حفظ زبان مادري امکان تحقق اهداف فرهنگي ديگر – اگر نه غير ممکن – به هر تقدير بسيار شاق خواهد شد . در همين راستا در ادامه ي برگزاري سمينار رسم الخط ترکمني و قواعد نوشتاري آن ، دست اندر کاران امر خط بايد براي يکسان سازي الفباي ترکمني تلاش نمايند .

اين که ما ايراني هستيم و زبان رسمي کشورمان فارسي است و از دوره کودکستان تا بالاترين سطوح دانشگاهي به آن زبان آموزش داده مي شود حرفي نيست اما در اين نيز حرفي نيست که بر اساس اصل 15 قانون اساسي جمهوري اسلامي – حق اقوام مختلف براي آموزش به زبان مادريشان – در کنار زبان فارسي – مورد نظر تدوين کنندگان قانون اساسي قرار گرفته است. بنابراين متوقع هستيم که امکان تحقق آن اصل فراهم آيد و بدين وسيله نه تنها به تحقق آرزوي تدوين کنندگان قانون اساسي ياري شود بلکه با شروع عملي اجراي آن اصل ، زبان و قلم معاندين نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و سوء استفاده هايي که از مغفول ماندن آن اصل مي کنند . بريده و شکسته شود .

اولويت بعدي حفظ ميراث فرهنگي و سنت هاي ويژه‌ي ترکمن ها است. حفظ اين ميراث ها و سنت ها ضمن اين که بقاي قومي را تضمين مي‌نمايد ، دقيقاً در راستاي اهداف فرهنگي نظام جمهوري اسلامي نيز قرار دارد چرا که فرهنگ و آموزه هاي فرهنگي و اجتماعي ترکمن‌ها، رابطه ي تنگاتنگي با اسلام و معتقدات ديني ما دارد و اين بدان معناست که مي‌توان با تکيه بر آن، مهمترين و مستحکم ترين سدها را در مقابل تهاجم فرهنگي غرب – که هدفش ريشه کن ساختن ارزش هاي فرهنگي متکي بر قرآن است – ايجاد نمود .

- د‌ر حوزه فرهنگ و اد‌ب چه کارهايي بايد مي کرد‌يم که نکرد‌ه ايم و چه کارهايي  نيز محقق شد‌ه است ؟

   کارهايي انجام شده – يا مي توان گفت شروع شده است – تشکيل تعدادي انجمن ، کانون و بنياد و امثالهم  است که محور فعاليت هايشان امور فرهنگي و ادبي است و هر کدام با توجه به وسع خود تکاپوهايي انجام مي دهند . ديگر از کارهاي انجام شده چاپ تعداد قابل قبولي از آثار ادبي و فرهنگي است که توسط ناشرين ترکمن – عمدتاً توسط مؤسسه فرهنگي و انتشاراتي مختومقلي فراغي و در مراحل بعد انتشارات قابوس ، طلايي و غيره صورت مي گيرد . چاپ فصلنامه هاي ياپراق و فراغي و نشريه صحرا نيز بخشي ديگر از اين دست فعاليت ها تلقي مي‌شود . حوزه هاي علميه اهل سنت نيز در حوزه کاري خود نشريات خاص خود را دارند .

اما چه کارهايي صورت نگرفته است ، من فکر مي کنم بايد گروه هايي از محققيني ايجاد شود که براي چاپ نسخه اي منقح از آثار ادبي ترکمن‌ها – اعم از شعر منظوم و آثار داستاني منثور – تلاش نمايند . برگزاري همايش هاي علمي براي معرفي شاعران و نويسندگان ترکمن – که محور آن ها بررسي دقيق شرايط زماني و مکاني و شناسايي زواياي مختلف زندگي و آثار آن ها باشد – ضرورت دارد . کارهاي فراوان ديگري هم جاي بحث و گفتگو دارد .

- د‌رباره وحد‌ت رويه د‌ر رسم الخط ترکمني پيشنهاد مشخص شما چيست ؟

   در ويژه نامه ي رسم الخط ترکمني فصلنامه وزين مختومقلي فراغي و در صفحات 39 و 40 بنده از طرف بنياد مختومقلي فراغي به چهار سئوال پاسخ گفتم و دو پيشنهاد نيز مطرح نمودم . [نمي دانم چه اتفاقي افتاد که نه تنها اسمي از بنده مطرح نشد ، بلکه عکس و تفصيلات ديگري زينت بخش آن گرديد] بنده در آن جا نکات لازم را مطرح نمودم . با توجه به اين که الفباء ها کاملاً قراردادي هستند ، تدوين و تنظيم الفبايي که بتواند همه مشکلات نگارشي ما را حل نمايد مقدور است . ظاهراً آقاياني که بر مصوبات سمينارهاي رسم الخط ترکمني ايراد مي گيرند و يا شکل برگزاري سمينارها و نوع تصميم گيري هاي آن را نمي پسندند ، اين موارد را به نتايج و دستاوردهاي سمينارها ترجيح مي دهند . کسي مدعي نيست که هيچ ايرادي در هيچ مرحله از مراحل برگزاري سمينارها وجود نداشته است ، اما چرا بايد فرصت پديد آمده براي نزديکي شيوه هاي متفاوت رسم الخط را از دست داد . به هر تقدير بنده فکر مي کنم چند مورد جزيي که وجه اختلاف دوستان فاضل بنده است ، بايد حل شود . آن چه که علمي است جاي چون و چرا ندارد – مثلاً قانون هماهنگي مصوت ها – ولي آن جا که مي توان با پذيرش امري قراردادي به تفاهم رسيد ، بدون ترديد بايد پذيرفت .

بنياد مختومقلي فراغي در راستاي حل موارد اختلاف در امر رسم الخط ترکمني آماده است زمينه ي تشکيل جلسات را فراهم آورد . اگر مسئله را در مقياس کلي بنگريم و بر سليقه و خواست فردي – آنجا که سلايق متنوع هستند – پافشاري نداشته باشيم – مي توان به تفاهم رسيد. مورد ديگر اين که با فرض تشکيل جلسات و پذيرش تصميمات و نتايج جديد ، در کلاس درس است که کارآيي يا عدم کارآيي آن ها روشن خواهد شد . در صورت عدم پاسخگويي ، بايد در حل آن ها کوشيد ما قرار نيست به قول معروف «يک بار و براي هميشه» قضيه را «اصطلاحاً» حل نمائيم. در مقاطع مختلف امکان تجديد نظر وجود دارد و اين به نظرم خاصيت و صبغه ي هر کار علمي است . آخرين مورد اين که با فرض رسيدن به توافق درباره ي   همه ي موارد ، فضلا و شعرا و نويسندگان بايد عملاً توافقات و تفاهمات را اجرا نمايند . قطعاً در اين کار درک منافع کاربرد « رويه ي واحد در رسم الخط » نقش محوري خواهد داشت .

- جنابعالي عضو هيات تحريريه نشريه وزين ياپراق هستيد د‌رباره نشريات ترکمني به طور کلي چه نظري د‌اريد ؟

  در مقايسه با قبل از پيروزي انقلاب اسلامي که هيچ نشريه اي نداشتيم  اخذ مجوز چاپ فصلنامه و روزنامه خوشحال کننده است . آن چه فعلاً چاپ مي شود تا حدودي مکمل يکديگرند . فصلنامه ياپراق هم از ابتدا محورهاي خاصي را برگزيد و عمدتاً بر ادبيات در مفهوم کلي آن و تاريخ پرداخت . به امر موسيقي و فولکور و . . . نيز در حاشيه نيم نگاهي داشته است . فصلنامه « فراغي» ويژگي خاص خود را دارد . هم مطالب علمي، ادبي و تاريخي و هم جنبه هاي اطلاع رساني . روزنامه صحرا نيز روش و سياق ژورناليستي خودش را دارد . اما جاي خالي مجلات هفتگي به خصوص با نظر داشت اين که ما هنوز مجلات و نشريات خاص کودکان، نوجوانان ، زنان ، کشاورزان و دامداران ، و امثالهم را نداريم بيشتر احساس مي شود .

مطلب ديگر اين که دست اندر کاران امور نشريات علي الخصوصمترجمين و مؤلفين و محققين عمدتاً به شکل غير حرفه اي کار مي‌کنند. اين امر اگر از جهت اقتصادي مفيد به حال نشريات است . از طرف ديگر با اندک تغيير در جو و اتمسفر مديريت نشريه و بعضاً مسايل شخصي ، مشکل ساز مي شود . نهايتاً بايد به سوي تخصصي و حرفه اي شدن پيش رفت .

- د‌يد‌گاه جنابعالي د‌ر رابطه روش برخورد نشريات با افراد و شخصيت‌ها چگونه است ؟

   بسيار کلي پاسخ مي دهم . همانگونه که در روابط اجتماعي بايد براي حفظ حريم اشخاص تلاش شود و خداي نکرده با اسائه ي ادب و موارد مشابه شخصيت آن ها تخريب نشود اين امر در برخورد نشريات به عنوان نهادهاي جامعه مدني و الگوهاي قابل اقتباس و توصيه با اشخاص نيز صادق است . دست اندرکاران امور تحقيقي و علمي سرمايه هاي ما هستند ، نبايد باعث دلسردي آنان شد . البته اين افراد نيز بايد در چهارچوب هاي منطقي و اصولي فعاليت نمايند .

- به طور اخص د‌رباره فصلنامه هاي فراغي و ياپراق چه ارزيابي د‌اريد؟

   در جواب به سئوال هاي قبل اشاره هايي نمودم و بنظرم کافي بوده است . آن چه الان مي توانم بگويم آنست که صبغه ي علمي ، ادبي و تاريخي ياپراق بيشتر است و به همين خاطر مخاطبين مخصوص و محدود خود را دارد . فصلنامه فراغي سواي اين که فرهنگي و ادبي است به رويدادهاي علمي ، فرهنگي ، و . . . نيز مي پردازد ضمناً دايره مخاطبين فصلنامه فراغي بسيار وسيع تر است . فصلنامه ياپراق به علت وجود هيئت تحريريه ظاهراً ديدگاه خاص و يکساني در برخورد با موضوعات فرهنگي و ادبي دارد . شايد تهيه فهرستي از همه ي عناوين و موضوعات مطروحه در دو فصلنامه از جهت آماري مفيد به فايده باشد .

به طور کلي هر دو فصلنامه وزين و ارزشمندند و بايد تلاش نمايند به شکلي تدريجي ولي مستدام ، بر کيفيت و تنوع مطالب خود بيفزايند . تفاوت ها و ويژگي هاي موجود بين دو فصلنامه را بنده نقطه ي قوت مي دانم چرا که به خاطر همين ويژگي ها و تفاوت ها امکان ديدن از زواياي مختلف و گاهي مواقع متضاد فراهم مي آيد که تصويري پانورامايي عرضه مي دارد .

- د‌ر جريان اخذ مجوز هفته نامه ياپراق قرار گرفتيم نظر شما د‌رباره افزايش تعد‌اد هفته نامه هاي ترکمني چيست ؟ 

   آن قضيه به يکي دو سال قبل بر مي گردد و البته در صورتي که به مرحله اجرا در آيد ، مي تواند مفيد و موثر باشد . زياد شدن تعداد هفته نامه هاي ترکمني ، با توجه به زمينه ي بسيار وسيع و گسترده و بکري که وجود دارد ، نويد ارتقاي مطالب ديگر هفته نامه ها را مي دهد . فقط اميدوارم حيطه ي کار و فعاليت جرايد از جهات مختلف روشن باشد ، تا در مجموع خوانندگان و مخاطبين بهره ي بيشتري ببرند . تقليدِ صرف از يکديگر و رقابت در حيطه هاي محدود و مشابه مي تواند مضر باشد . براي آقاي يوسف قوجق و همه دوستان شناخته و نا شناخته اي که در کنار ايشان آن هفته نامه را عرضه خواهند کرد . پيشاپيش آرزوي توفيق دارم . نسخه منقح و مصحح دقيقي به دست داده شود .

ادامه مصاحبه به مباحث تاريخي اختصاص دارد كه در شماره آتي منتشر خواهد شد.

جشنواره بين المللي ميراث فرهنگي اقوام و ملل حاشيه بحر خزر و آسياي ميانه از روز 26 لغايت سي ام فرورد‌ين ماه 85 د‌ر محل مجتمع فرهنگي و هنري اد‌اره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي مازند‌ران د‌ر ساري با حضور اساتيد ، محققين ، پژوهشگران و هنرمند‌ان ميهمان از کشورهاي همجوار ترکمنستان ، ازبکستان، تاجيکستان ، قزاقستان ، آذربايجان و قرقيزستان و نيز نويسند‌گان، محققين و فرهيختگان د‌اخلي از استان هاي گلستان، مازند‌ران ، گيلان ، استان مرکزي و د‌يگر استان هاي کشور برگزار گرد‌يد .

اين جشنواره بين المللي به صورت همايش هاي علمي ، هنر و موسيقي ، صنايع دستي و فيلم و اسلايد و همينطور نمايشگاه صنايع دستي د‌ر شهر هاي ساري ، بابل و بابلسر برپا بود . د‌رنمايشگاه صنايع د‌ستي هنرمند‌ان ترکمن با برپايي آلاچيق ، فرش هاي د‌ست بافت خود را د‌ر آن به نمايش گذارد‌ه بود‌ند. د‌و تن از هنرمند‌ان ترکمن آقاي تيمور پايد‌ار و زليخا پايد‌ار به طور خستگي ناپذير پيرامون هنر بافت فرش ترکمن و عرصه نوآوري د‌ر زمينه بافت فرش برجسته و ظريف و چگونگي استفاد‌ه از رنگ‌هاي ثابت و گياهي و همينطور طراحي نقوش فرش ترکمن به بازد‌يد کنند‌گان د‌اخلي و خارجي توضيح مي د‌اد‌ند که مورد استقبال عموم قرار گرفت.

و د‌ر جريان برگزاري همايش علمي جشنواره بين المللي ميراث فرهنگي د‌ر ساري فرصتي دست د‌اد تا با يکي از محققين و اند‌يشمند‌ان از کشور ترکمنستان هم صحبت شويم و با فعاليت‌هاي ايشان آشنا گرد‌يم.

د‌وست عزيز ابتد‌ا لطفاً خود‌تان را معرفي بفرمائيد و از فعاليت‌هاي خود بگوئيد .

   من آتايف جمعه نام دارم و در سال 1958 متولد شده ام . و دوره « ژورناليستيک يک » را در دانشگاه مرکزي روسيه به پايان بردم و موفق به اخذ گواهينامه شدم و در حال حاضر مدير يکي از بخش هاي روزنامه وطن در ترکمنستان هستم .

از سال 1998 تا 2005 با استاد بزرگ زبان فارسي در ترکمنستان جناب دکتر آتا ساري حدود يکصد مقاله درباره زندگي و اشعار مختومقلي فراغي تهيه و منتشر نموديم که در روزنامه ها و مجلات مختلف ترکمنستان به چاپ رسيدند . ما به اين مقاله هاي خود عنوان ديوان مختومقلي و کران شريف داده بوديم و اتفاقاً يک نمونه از مقاله مذبور در مجله ياپراق هم به چاپ رسيد .

 در طول سال هاي 1999 تا 2002 براي اخذ مدرک فوق ليسانس اقدام به نوشتن رساله اي درباره پير ترکمن سلطان العرفين بايزيد بسطامي نمودم و بايد گفت اين اولين رساله اي بود که در ترکمنستان پيرامون بايزيد بسطامي نوشته مي شد و در فاصله سال هاي 2001 تا به امروز هم پيرامون رساله علمي ديگري کار کرده ام تحت عنوان « اسرار اَسگرَت کشف » شد که مورد توجه قرار گرفت .

-ممکن است د‌ر مورد رساله علمي اخير خود بيشتر توضيح بد‌هيد؟

   بله با کمال ميل . در اين رساله علمي خود ثابت کردم که نام اوغوزخان ( Oguzhan ) در کتب باستاني اروپايي با نام(Odin) ياد شده و اوغوزخان در آن روزگاران براي مردم خود الفباء به وجود آورده بود و اين الفبا هنوز هم در ميان ترکمن ها به طور سمبليک رعايت مي شود . مثلاً بر روي تنور ( تامدير ) مي توان مشاهده کرد ! بر روي تنور ترکمني نقوشي را به وجود آورده اند که ترکمن ها به آن «قوچق» يا گوچگ مي‌گويند. در حقيقت آن ها نقش قوچق نيستند بلکه آثاري از حروف الفبا اوغوزخان هستند که کلمه ترکمن را نمايان مي‌سازند .

در اروپا اين نوع الفبا را به نام الفبا (RUNO) رونو مي‌شناسند و اما اسگرت در زمان اوغوزخان به همين شهر نيا گفته مي شد و نام شهر نيا در عصر باستان اسگرت بوده و حتي در متن فرمان هاي هخامنشي هم آمده است .

رئيس جمهور ترکمنستان رساله هاي بنده را مورد توجه قرار دادند و به همين مناسبت در سال 2003 زنجير طلايي رياست جمهوري يا نشان را به بنده اهدا فرمودند و مورد تشويق قرار دادند .

- مي د‌انيد که يکي از ويژگي هاي اشتراک اقوام و ملل حاشيه بحر خزر و آسياي ميانه حضور آئين جشن هاي نوروزي است و ياد نوروز از جمله موارد مهم د‌ر ايام برگزاري اين جشنواره بود‌ه است آيا شما به شخصه خود د‌ر اين رابطه فعاليتي را د‌اشته ايد ؟

   بله . در سال 2005 اثر « نوروزنامه »عمر خيام را از فارسي به ترکمني ترجمه کردم و در اين رابطه جناب دکتر غلامحسين زاده رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي در ترکمنستان از هرگونه کمکي نسبت به بنده دريغ نکردند و نسخ موجود در لندن و ايران را در اختيارم گذاردند و چون خود نيز يک نسخه از نوروزنامه موجود در برلين را داشتم لذا با تطبيق آن ها با يکديگر ضمن برطرف کردن نواقص نسبت به ترجمه آن اقدام نمودم . از طرفي قصد دارم در آينده اي نزديک « نوروزنامه » عمر خيام را با ويرايش و شکل جديد به صورت کتابچه اي مجزا به علاقه مندان ترکمنستاني ارائه نمايم .

- د‌ر لابه لاي صحبت هاي شما علاقه شما به اد‌بيات فارسي و زبان فارسي را مي توان د‌يد . مي توانم بپرسم چگونه با زبان و اد‌بيات فارسي آشنا شديد ؟

    همانطوري که قبلاً اشاره کردم بنده با استاد بزرگ زبان فارسي در ترکمنستان آقاي آتا ساري که متأسفانه سال گذشته فوت شدند همکاري نزديکي داشته ام و همينطور آشنايي بنده با جناب دکتر غلامحسين زاده باعث شد علاوه بر نوروزنامه خيام نسبت به ترجمه «لطيفه هاي شيرين فارسي» اقدام بنمايم و از طرفي باتفاق ايشان لغت نامه يا فرهنگ پيرامون اسامي شخصيت ها ، سرزمين ها و مناطق ، انواع بازي ها و اسب ها نوشتيم که در شماره ماه مارس 2005 ميلادي يعني فروردين ماه سال 1384 در مجله ادبي و هنري قره قوم Garagum  به چاپ رسيد که مورد توجه خوانندگان قرار گرفت .

- شما د‌ر جشنواره بين المللي ميراث فرهنگي مشترک ملل حاشيه بحر خزر به طور مستمر شرکت د‌اشته ايد . لطفاً نظر خود‌تان را پيرامون اين جشنواره و نمايشگاه صنايع د‌ستي به ما بگوئيد .

   خداوند قادر را شاکرم فرصتي دست داد تا براي اولين بار به مازندران آمده و در اين جشنواره و همايش شرکت نمايم . در مدت برگزاري جشنواره از نمايشگاه صنايع دستي ترکمن که در داخل يک اوي (آلاچيق) برپا شده بود ديدن کردم و احساس غرور مي‌کردم . در اينجا جا دارد که از دست اندرکاران و مسئولان محترم اولين جشنواره بين المللي ميراث مشترک تشکر نمايم .

ما ترکمن ها از گسترش روز افزون مناسبات خود با ملت برادر و همسايه ايران بسيار خوشحاليم و انشاءالله اين دوستي و برادري همچنان مستحکم و باقي باشد .

- آقاي آتايف جمعه از اين که به سئوالات ما پاسخ د‌اد‌يد متشکرم و برايتان آرزوي موفقيت مي نمايم .

    بنده هم از جنابعالي و فصل نامه وزين مختومقلي فراغي که فرصت اين گفتگو را فراهم آورديد کمال تشکر و سپاس را دارم .